در فوائد خاموشی

 

در فوائد خاموشی


چکیده
به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
خداوند، آفریننده سخن در زبان آدمی است و آدمی را آفرید و او را بیان آموخت. بیان وسیله ایست که از درون انسان حکایت می کند و اندیشه های یکی را برای دیگری روشن می سازد.این مقاله در موضوع سکوت و خاموشی نگارش یافته است .
نویسنده ابتدا حکایتی از گلستان سعدی را به عنوان سر فصل بحث خود انتخاب کرده و بعد به بررسی اهمیّت و فواید خاموشی و آثار مثبت آن پرداخته و دیدگاه قرآن ، نهج البلاغه ، احادیث ، روایات و سخن بزرگان ، عرفا و .... را در این بررسی مورد توجّه قرار داده است. نویسنده معتقد است آنچه درباره ی فواید سکوت بیان شده به این معنی نیست که سخن گفتن همه جا نکوهیده و ناپسند باشد و انسان از همه چیز لب فرو بندد چرا که این خود آفت بزرگ دیگری است . هدف از ستایش سکوت در آیات و روایات و کلام بزرگان و ..... باز داشتن انسان از پرگویی و سخنان بیهوده است.سکوت در مواردی که سخن گفتن لازم است ، عیب بزرگی محسوب می شود و نشانه ضعف است .
کلید واژگان : گلستان سعدی ، خاموشی ، سکوت و فواید خاموشی
مقدمه
زبان ساده ترین و کم خرجترین وسیله ای است که در اختیار انسان قرار دارد، بعلاوه سرعت عمل آن با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست و به همین دلیل باید به شدّت مراقب آن بود و از این نظر میتوان آن را به موادّ مفیدی که قدرت انفجار شدید دارند تشبیه نمود. همان طور که انسان از چنان موادّی به دقّت مراقبت می کند، باید همواره مراقب این عضو حساس خویش نیز باشد.
زبان از مهم ترین اعضاء بدن است . زبان ترجمان عقل و اندیشه و شخصیّت انسان است . استفاده از زبان هم در جهت خیر و هم در جهت شر ممکن است و به همین دلیل از جمله مباحث مهم و قابل توجّه ، بحث زبان و خاموشی زبان است . پیش از آنکه نعمت بیان و زبان مفید و ارزشمند است ، آفات آن زیانبار و ناپسند است. باید گفت همان گونه که هیچ عبادتی نزد خداوند برتر از سخن حق نیست ، هیچ گناهی بالاتر از سخن باطل نمی باشد. این را هم باید توجه داشت ، همان طور که بیشتر گناهان با زبان انجام می شود قسمت مهمّی از عبادات و اعمال نیک از قبیل ذکر خدا، ارشاد مردم ، تعلیم و تربیّت ، امر به معروف و نهی از منکر و جهاد، با سخن گفتن و زبان انجام می شود.( مکارم شیرازی ،ص 79 ، 1386)
زبان دارای دو بعد مثبت و منفی است و نمی توان گفت چون زبان نعمت بزرگ الهی است ، پس باید هر چه بیشتر از آن استفاده کرد و بدون حساب هر سخنی را بر زبان جاری ساخت. اصولاً یکی از نشانه های انسان عاقل آن است که بی جا سخن نمی گوید زیرا زبان گویای عقل آدمی است و نقش آن در زندگی بشر ، کلیدی و حسّاس است . اگر انسان در موقعی که باید سخن بگوید ، لب از سخن فرو بندد و زمانی که باید سکوت اختیار کند، لب به سخن گشاید، نشانه سبکی عقل است، همان گونه که سعدی شیرازی می فرماید: « دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی .»
نظر به اینکه تا انسان سخن نگوید عیب و هنر او آشکار نمی شود و نیز با توجه به معایب پر گویی غالباً در فرهنگ دینی و آثار بزرگان دین و معرفت و.... به سکوت سفارش فراوان شده است . در مقاله حاضر ضمن بیان اهمیّت و فضیلت سکوت و خاموشی و تشریح بهترین کارکردهای زبان و خاموشی در راه رسیدن به کمال ، فواید و آثار خاموشی را از دیدگاه قرآن، نهج البلاغه، احادیث و روایات و عرفا بررسی کرده ام که با هم آنرا از نظر می گذرانیم.
در فواید خاموشی
سحبان وائل را در فصاحت بی نظیر نهاده اند به حکم آنکه بر سر جمع سالی سخن گفتی لفظی مکرّر نکردی و گرهمان اتَفاق افتادی بعبارتی دیگر بگفتی و زجمله آداب ندماء ملوک یکی این است (فروغی ، ص 138 ، 1370)
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزوار تصدیق وتحسین بود
چو یکبار گفتی مگو باز پس
که حلوا چو یک بار خوردند بّس
یکی از نشانه های فهمیدگی انسان این است که کمتر سخن بیهوده می گوید.زیرا موجب اتلاف وقت خود و دیگران و مانع برای ذکر و فکر می شود . علاج بیهوده گویی ، کنترل زبان و ساکت بودن و تکلّم به مقدار نیاز و در صورت ضرورت دینی یا دنیایی است ، زیرا زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد. (ساداتیان، ص 212، 1388)
مفهوم سکوت و خاموشی
در فرهنگ معین آمده است :« سکوت یعنی خاموش شدن ، ساکت گشتن ، خاموشی .» ( معین ، ص 1901، 1385)
«خاموشی یعنی سکوت ، بی صدایی ، آرامی.» ( همان ، ص 1393)
در لغت نامه دهخدا آمده است : « سکوت یعنی خاموش شدن ، خاموشی.» ( دهخدا، ص 13696، 1377)
«خاموشی یعنی عدم تکلَم ، سخن نا گفتن. » ( دهخدا ، ص 9401، 1377)
اهمیّت و فضیلت سکوت
سکوت ، انسان را در مقابل بسیاری از گناهان بیمه می کند و او را به فکر و اندیشه که سرچشمه ی حیات معنوی اوست دعوت می کند، به همین دلیل افراد ساکت فکور ، پرمایه و اهل علم هستند، به عکس افراد پرحرف غالباً کم مایه اند و کمتر از خود عمل نشان می دهند . سکوت بهترین وسیله برای زنده کردن نیروی اندیشه است زیرا هنگام سخن گفتن نیروهای فراوان فکری مصرف می شود. اگر این انرژیها ذخیره شود نیروی عظیمی را تشکیل خواهد داد که به وسیله ی آن حقایق بزرگی را می توان درک نمود، به علاوه سکوت آرامش بخش روح و تعدیل کننده احساسات است و پرحرفی که نقطه ی مقابل سکوت است انسان را لااُبالی بار می آورد ، زیرا لغزشهای انسان را زیاد و حیا را کم می کند و با شکسته شدن سدّ حیاکه نتیجه کثرت لغزشهاست اعمال خلاف را برای شخص ساده می نماید.
بسیارند کسانی که از سخن گفتن پشیمانند اما به خاطر سکوت هیچ گاه اظهار ندامت نمی کنند . لقمان به فرزندش فرمود: « فرزندم چه بسا که من در اثر گفتار پشیمان شده ام اما به خاطر سکوت افسوس نخورده ام .» ( بیهقی ، 166، 1376)
اگر در روایات ، سخن از فضیلت سکوت و خاموشی به میان می آید ، مقصود سخنانی است که بی جا و بی مورد از زبان انسان خارج شده و یا غیبت و تهمت و دروغ و افترا باشد. در این مورد است که باید خود را کنترل کند و لب فرو بندد زیرا سکوت از سخن گفتن بی مورد سزاوار تر است .(راغب ، ص 69،1980)
بهترین کارکرد زبان
بهترین نمونه برای نقش زبان ، نقش آن در مسئله ی امر به معروف و نهی از منکر است .پیامبر اکرم ( ص) فرمودند: « خدای بلند مرتبه دشمن دارد بنده ی ضعیفی را که دین ندارد .» سؤال شد مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست . فرمود: «آن کس که نهی از منکر نمی کند.» (عاملی ، ص 391،1378)
اگر قرار بود که انسان همیشه سکوت کند و از منکر و زشتی جلوگیری نکند، امام باقر (ع) نمی فرمودند: « بدا به حال مردمی که امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه خود نمی دانند .» زیرا بی تردید اگر امر به معروف و نهی از منکر اجر ا نشود، هیچ یک از واجبات به پا داشته نخواهد شد. (همان ، ص 393)
امام باقر (ع) فرمودند:« به پا داشتن دیگر فرایض و واجبات بستگی به امر به معروف و نهی از منکر دارد.» (همان ، ص 395)
امیرمؤمنان (ع) درباره امر به معروف ومبارزه با منکرات می فرماید: « از همه اینها مهمتر سخنی است که برای دفاع از عدالت در برابر پیشوای ستمگری گفته می شود.»(صبحی صادق ، 1379)اگر در مقابل مفاسد و مظالم و کارهای منکر سکوت کنیم و امر به معروف و نهی از منکر نکنیم ؛ این خلاف شرع مقدّس اسلام است . در این گونه موارد، اسلام دستور می دهد که مهر سکوت را بشکنید و فریاد بر آورید و مردم را نیز علیه فساد و ستم بر انگیزانید، چرا که « چو می بینی که نابینا و چاه است ، اگر خاموش بنشینی گناه است .» در حقیقت کسانی که در این گونه موارد سکوت می کنند، اصل مسلّم قرآنی – امر به معروف و نهی از منکر – را نادیده انگاشته اند. انسان باید نعمت زبان را در جهت خیر رساندن به دیگران و شکر نعمتهای الهی تربیت کند.
کلام و سکوت پیامبر(ص) و آداب معاشرت ایشان با مردم
گویند : پیامبر(ص) شیوا سخن ترین و شیرین کلام ترین مردم بود و می فرمود: « من شیوا سخن ترین مردم عرب هستم » و کم حرف و خوش کلام بود و پر حرفی نمی کرد و کلمات او مانند دانه های به رشته کشیده به هم پیوسته بود ، کلامش از همه کوتاهتر بود و جبرئیل چنین آورده بود و هر چه می خواست در همان کلام کوتاه می گنجاند.
او سخنان جامع می گفت و کم و زیاد نمی گفت. کلمات پشت سر هم ردیف می شدند و میان جملات اندکی مکث می کرد تا شنونده خوب فرا گیرد و به حافظه بسپارد. صدایش بلند بود و نغمه اش از همه خوشتر.سکوت طولانی داشت و در غیر موارد نیاز سخن نمی گفت. سخن ناپسند بر زبان نمی راند و در خشنودی و خشم جز سخن حق نمی گفت. از مردم بد زبان رویگردان بود و سخنان ناپسند را به وقت ضرورت با کنایه ادا می کرد . چون ساکت می شد همنشینان سخن می گفتند و در حضور حضرتش جنگ لفظی صورت نمی گرفت.(فیض کاشانی،ص250، 1379)
تکلّم بی مورد و غیر مفید
اقسام تکلّمهای غیر مفید قابل شمارش نیست ولی ملاک آن این است که اگر در امری ساکت شود نه گناه شرعی محسوب شود و نه خسارتی به او برسد و نه کاری از امور او تعطیل شود و مهمل بماند.
مراتب تکلّم بی مورد:
1- تکلّم بی مورد و اضافه گویی
2- سؤال از دیگران و واداشتن دیگران به سخنان بیهوده و اضافی(این قسم مذموم تر است چرا که موجب تضییع عمر خود و دیگران است و معمولاً به افشاء اسرار دیگران و دروغ گفتن دیگران ، در مواردی که حتّی مایل به گفتن اسرار خود نباشد، منجر می شود و گاهی به تحقیر دیگران و زحمت آنها می انجامد.)
علاج :
علاج علمی :
1- دانستن فواید سکوت و کلام بی مورد داشتن و تفکّر در آن
2- دقّت در آفات و خسارت های این صفت
3- تصوّر اینکه از هر کلمه و کلامی در روز قیامت سؤال می شود.
علاج عملی :
1- کنترل خود در هنگام تکلّم در موارد غیر مفید
2- تفکّر داشتن در ابتدای هر سخن
3- داشتن محاسبه و مراقبه و خود تنبیهی در مواردی که خطای زبان پیدا می شود.
4- نقل نکردن همة شنیده ها (نیلی پور،ص486، 1385)
آثار مثبت از نتایج کنترل و حفظ زبان و رعایت سکوت
1- ایمان بخشی:
از رسول خدا (ص) نقل است که فرمودند:« هیچ بنده ای حقیقت ایمان را نمی شناسد تا زبانش را نگه دارد.»
2- نجات بخشی و نگهدارندگی:
نجات دنیا و آخرت انسان در گرو حفظ زبان است. از رسول الله(ص) نقل شده که فرمودند :«زبانت را نگه دار، زیرا نگهداری زبان صدقه ای است که به خود می دهی.»
3- آرام بخشی:
آرامش قلبی انسان به بیان عیسی (ع) در گرو سکوت او از غیر ذکر است.
4- عزت بخشی:
سخنی که از دهان خارج شد و به گوش مردم رسید، دیگر قابل کنترل نیست. شخصی به امام کاظم(ع) عرض کرد:« مرا سفارش نما ، حضرت فرمودند : زبانت را نگه دار تا عزیز باشی.»
5- نشان فقاهت
6- دروازه ی حکمت
7- باعث محبّت
8- راهنمای خیر
 (نصر اصفهانی،ص126، 1378)
قرآن و خاموشی
انسان از نظر قرآن موجودی سخنگوست و سخنگویی وی نعمت بزرگی است که باید بر آن شکر گذاشت و بهترین شکر و سپاس از هر نعمتی بهره گیری درست از آن نعمت است؛ از این رو همواره سخن گفتن برای انسان هم برای بیان احساسات و عواطف و هم برای آموزش و یادگیری مفید و مورد ترغیب بوده است و قرآن از این ابزار برای رشد و تعالی انسان بهره جسته است.
کلام با آن که از کمالات وجود است و متکلّم منشأ کمالات بسیاری است که بدون آن باب معارف مسدود می شد و خدای تعالی در قرآن کریم مدح شایان از آن فرموده، در سوره الرحمن که می فرماید :« خدای رحمن قرآن را یاد داد. انسان را آفرید و به او بیان آموخت.»(الرحمن،آیه 1 / 4) خداوند تعلیم بیان را در این آیه مقدّم بر تمام نعمتها داشته ولی چون از سلامت آفات آن نمی شود اطمینان پیدا کرد و در تحت اختیار آوردن زبان مشکلترین امور است، سکوت و خاموشی بر آن ترجیح دارد.(روح اله خمینی،ص386، 1382) یکی از مشکلات طبیعی زبان بهره گیری نادرست و نا به جا ست . این زبان که می بایست عنصر ارتباطی شود به دشمن ارتباطات تبدیل می شود و به جای آن که مهر و محبّت را بیفزاید کینه و دشمنی را می پراکند. از این رو در قرآن کریم به انسان سفارش بسیاری میشود که برای رسیدن به تعالی و کمال ، آن را در مهار و مدیریّت و کنترل خود در آورد. مسئله ی تفکّر و تدبّر ، از اصول اساسی در راه و روش قرآن برای رسیدن به کمالات است. تفکّر در انسان و تدبّر در کائنات ، اصلی است که قرآن بارها و بارها برآن تأکید داشته است .
سکوت یک حالت « تفکّر» و « روحانیّت » و «روشن بینی » به انسان می بخشد که قابل توجّه است و شاید به همین جهت است که در شرح سرگذشت زکریّا پیامبر بزرگ خدا می خوانیم که سه روز سکوت و بسته شدن زبان وی به عنوان نشانه استجابت دعای او در مورد تقاضای فرزند قرار داده شد.(مر یم/10) و به «مریم » دستور نذر روزه سکوت داده شد: « بگو: من برای خداوند رحمان روزه ای نذر کرده ام ، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نمی گویم .(مریم / 26)
در حالات پیامبر گرامی اسلام (ص) می خوانیم که قبل از نزول وحی روزهای متوالی در غار حرا به سکوت و تفکّر می پرداخت و در اسرار آفرینش اندیشه می کرد.
خداوند در قرآن کریم در آیات متعدّدی ، اهمیّت سکوت و دوری از تکلّم بی مورد را بیان فرموده اند:
1-ای مؤمنان از خداوند پروا کنید و سخن درست و استوار بگویید: (احزاب / 70) زیرا سخن درست زمینه ساز کسب فضایل اخلاقی همچون فکر کردن ، وقار ، حلم و سلامت روحی است و موجب آمادگی برای بیان مطالب حق و مفید است .
2-و مؤمنان به سخن پاکیزه و راه خداوند ستوده ، رهنمون شوند. (حج / 24) زیرا موجب کم شدن لغزشهای گفتاری انسان است و زمینه ی تفکّر را فراهم می کند و باعث اثبات شخصیّت و کمالات اخلاقی می شود.
3-براستی که مؤمنان رستگار شوند* همان کسانی که در نمازشان فروتنند و کسانی که از کار و سخن بیهوده رویگردانند.(مؤمنون ،1/3)سخن بیهوده سبب خسارت دنیوی و اخروی و کشیده شدن به مکالمات غیر شرعی می شود.
4-چون سؤال می کنند از گناهکاران که چه چیزی شما را به راه دوزخ کشاند؟ آنان می گویند با بیهوده گویان بیهوده گویی می کردیم .( مدثر،40/45)بیهوده گویی موجب ضایع نمودن عمر و مانع تفکّر و ذکر خدا می شود و گاهی به تفاخر و خودستایی و گاهی به غیبت کردن و یا تحقیر دیگران می انجامد و موجب مرده دلی است .
5-و هر گاه قرآن خوانده شود ، به آن گوش دهید و ساکت شوید، باشد که مورد رحمت خدا قرار گیرید. ( اعراف /204)سکوت خردمندانه عبادت است و موجب طرد شیطان و حفظ اسرار خود و دیگران است. باعث کسب آرامش روانی و سبکباری و سبکبالی است و مانع سیاه شدن نامه اعمال و کسل شدن روح است .
نهج البلاغه و سکوت
امیر مؤمنان (ع)فرمود: « زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.» (صبحی صادق ،ص 476،1379)مرحوم سیّد رضی هنگامی که این جمله را در نهج البلاغه نقل می کند می گوید: «این جمله از کلمات شگفت انگیز و پرارزش علی (ع) است و مقصود این است که انسان عاقل زبان خود را پیش از مشورت کردن و اندیشیدن به سخن نمی گشاید ولی احمق قبل از اینکه فکر و اندیشه کند سخن می گوید.»
بنابراین ، گویی زبان عاقل دنباله رو قلب اوست ولی قلب احمق از زبانش تبعیّت می کند . همین مضمون در عبارت دیگری از آن حضرت نقل شده است که فرمود« قلب احمق در دهان او و زبان عاقل در قلب اوست.»(همان،ص476)و در جای دیگر آمده است :«زبان مؤمن در پس قلب او و قلب و عقل منافق پشت زبان اوست.» یعنی مؤمن هر گاه بخواهد سخنی بگوید نخست می اندیشد، اگر نیک بود می گوید و اگر ناپسند بود از گفتن خودداری می کند اما شخص منافق آنچه بر زبانش جاری می شود می گوید و نمی داند کدام سخن به سود او و کدام سخن به زیانش تمام می شود . سپس فرمود رسول خدا(ص) فرموده است: « ایمان هیچ بنده ای درست نمی شود مگر اینکه قلبش درست شود و قلبش درست نمی شود تا آنکه زبان او راست و مستقیم شود.» ( فیض الاسلام ،ص 566،1351)
براین اساس انسان باید هنگام سخن گفتن تأمّل کند و بیهوده سخن نگوید که اگر در گفتار ، زمام اختیار را از کف داد عواقب بد و زیانباری به دنبال خواهد داشت. انسان تا سخن نگفته سخن در اختیار اوست ، اما وقتی از دهان او خارج شد انسان در اختیار آن قرار می گیرد . این حقیقت را حضرت علی (ع) این گونه بیان می فرماید:« سخن ، مادام که آن را نگفته ای در اختیار توست اما همین که از دهانت خارج شد تو در اختیار آن هستی . بنابراین زبانت را همچون طلا و نقره ات نگه دار ، زیرا بسیار شده که یک کلمه، نعمت بزرگی را از انسان سلب کرده و یا بلا و درد سری برایش فراهم ساخته است . علی (ع) در توصیف انسان کامل می فرماید: «خوشا به حال آن کس که خود را کوچک می شمارد و کسب و کار او پاکیزه است و اخلاقش نیکوست و زبان را از زیاده گویی باز می دارد و سکوت اختیار می کند.(دشتی،ص500، 1382)
احادیث و خاموشی
سکوت و حفظ زبان از لغو و باطل ،از فضایل وکمالات انسانی است . اختیار زبان را داشتن و این مار سرکش را تحت اختیار در آوردن از بزرگترین هنرمندیهاست که کمتر کسی می تواند به آن موفق شود و اگر کسی دارای چنین قدرتی شد، از آفات و خطرات بسیاری محفوظ می ماند.(روح اله خمینی ، ص 386، 1382)
اهمیّت سکوت در روایات اسلامی بازتاب گسترده ای دارد و نکته های دقیق و ظریفی درباره آن بیان شده که به بخشی از آن اشاره می شود:
1-رسول خدا (ص)فرمودند: « نجات مؤمن در حفظ زبان اوست .» ( بهبودی ، ص 411، 1369) و نیز فرمودند: «کسی که می خواهد سالم بماند باید سکوت کند.»(فیض کاشانی ، ص 391،1375)
2-شخصی خدمت رسول اله (ص) رسید و گفت : « درباره اسلام و دستورهای آن مطالبی بفرمایید که بدان عمل کنم و نیازی نباشد که از دیگران در این باره بپرسم. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بگو به خدا ایمان آوردم و در این راه استوار باش.» دیگر بار پرسیدم از چه چیز خود را حفظ کنم؟ پیامبر به زبان خود اشاره کرد،یعنی از زبانت بترس و آن را کنترل کن. ( همان ، ص 291)
3-امام صادق (ع) فرمودند:« لقمان به فرزندش گفت : «فرزند عزیزم ! اگر گمان می کنی سخن گفتن از نقره است به درستی که سکوت طلاست .» ( فیض کاشانی ،ص 66، 1378)
4-در حدیثی از امام رضا ( ع) آمده است : « از نشانه های دانایی سه چیز است : بردباری ،دانش و خاموشی . به راستی خاموشی دری از درهای حکمت است که محبتّها را جلب می کند و آن راهنمای تمام نیکی هاست. (حلبی ، ص 332،1370)
5-پیامبر به ابوذر فرمودند : « اضافات کلام را ترک کن و از کلام آن مقدار که حاجتت ر ا برآورد ، کفایت کن .» ( طوسی ، ص 340، 1385)
6-امام صادق (ع) فرمودند : « فرد دانشمند گفتار اضافی و غیر مفید ندارد.» (نوری ، ص 33 ، 1378)
7-رسول (ص) فرمودند: « از کمال دینداری مؤمن، دوری از سخن بیهوده است .»( حمیری ، ص 67،1385)
8-علی (ع) فرمودند: « از کلام اضافه بپرهیزید، زیرا اولاً عیوب شما را آشکار می کند و ثانیاً دشمنان را بر شما بر می انگیزاند.(محمدی ، ص 49،1377)
9-در برخی از روایات گفتاری که آفتی به دنبال نداشته باشد و به ایمان انسان زیان نرساند بر سکوت ترجیح داده شده است . از امام علی بن حسین (ع) درباره سخن گفتن و خاموشی پرسیدند: کدامیک از این دو برتر است . فرمودند: « هریک از این دو آفاتی دارد که اگر از این آفات سالم بماند سخن گفتن از خاموشی بهتر است . عرض شد : چگونه یا ابن رسول الله فرمودند: « برای اینکه خداوند پیامبران و اوصیای آنان را با سکوت مبعوث نکرد. آنها آمدند که با مردم سخن بگویند و هیچ کسی با سکوت و خاموشی سزاوار بهشت و مستحب ولایت الله و مصون از عذاب خدا نمی شود.» تمام این فواید و نتایج به وسیله سخن محقّق می شود. سپس فرمود: «من هیچ گاه ماه را با خورشید دریک کفه برابر نمی دهم ( یعنی کلام به مثابه خورشید و سکوت به مشابه ماه است )، چون تو در مقام توصیف سکوت از کلام بهره می گیری ولی در توصیف کلام از سکوت نمی توان استفاده کرد.» ( مجلسی ، ص 274،1385)
10-رسول خدا (ص) فرمودند:« هر که ایمان آورد به خدا و رسول ، باید هر سخنی که می گوید خیر باشد یا خاموش بنشیند.»(هندی ، ص 353،1369)
باید توجه داشت که هدف اصلی از احادیث سکوت این نیست که انسان باید زبان به سخن نگشاید و حتی در مورد احقاق حقّ خود و دیگران سکوت اختیار کند، بلکه مقصود جلوگیری از هرزه گویی و آفات کلام است و کسی از شرّ زبان نجات نمی یابد مگر آن را به قید شریعت مقیّد سازد، عنان آن را کشیده رها نکند، مگر در سخنی که نفع لازمی از برای دنیا و آخرت داشته باشد.( نراقی ، ص 584،1374)
فواید و آثار سکوت از دیدگاه امام صادق (ع)
امام صادق (ع) درباره فواید خاموشی فرمودند:« خاموشی طریقه اهل تحقیق و شعار کسانی که است که با دیده بصیرت در حقایق ثابت و استوار جهان می نگرند؛ کسانی که در حقایق گذشته غور و بررسی کرده ، حقایقی را بیان می کنند که قلمها ننوشته و در کتاب ها نیامده است . آن گاه فواید و آثار سکوت را برشمرده و می فرمایند:
1- سکوت کلید هر گونه راحتی و آسایش دنیا و آخرت است .
2- موجب رضا و خشنود ی خداست .
3- باعث سبک شدن حساب انسان در روز قیامت است .
4- وسیله محفوظ ماندن از خطاها و لغزشهاست .
5- برای جاهل پرده و ساتر و برای عالم زینت است .
6- وسیله ای است برای قطع شدن هوی و هوسهای نفسانی .
7- وسیله ریاضت نفس است .
8- وسیله درک حلاوت و لذّت عبادت و مناجات با پروردگارست .
9- قساوت و سختی دل را از بین می برد.
10- وسیله ایست برای کسب حیا و پرهیزگاری .
11- سبب زیاد شدن تدبّر و تعقّل و مروّت و مردانگی است .
12- موجب فهم و کیاست انسان میشود.
سپس امام صادق (ع) فرمود:« اکنون که به فایده های سکوت آگاه شدی، پس دهان فرو ببند و تا مجبور نشدی لب به سخن مگشای، به ویژه اگر کسی را پیدا نکنی که برای خدا و در راه خدا با او گفتگو کنی ، آنگاه فرمود: «وسیله هلاکت و نجات مردم ، سخن گفتن و سکوت است.» پس خوشا به حال کسی که توفیق شناخت سخن خوب و بد را پیدا کند و به فواید و آثار پسندیده کم گویی و سکوت آگاه گردد، زیرا سکوت از اخلاق انبیای الهی و شعار بندگان برگزیده خداوند است و اگر کسی ارزش و قدر کلام را بداند بی جا سخن نمی گوید و سکوت را شعار خود قرار می دهد و کسی که بر لطایف سکوت آگاهی و اشراف داشته باشد و خاموشی را امین خزاین و اسرار دل خویش قرار دهد، چنین شخصی گفتار و خاموشی اش هر دو عبادت می شود و کسی جز به خدا به حقیقت این عبادت آگاهی ندارد. (عزیزی،ص172 ، 1377)
عرفا و سکوت
در بسیاری از کتب عرفانی ، سخن از سکوت و خاموشی است . این مطلب ریشه روایی دارد و حتی در میان عارفان یکی از مقامات بلند و شامخ عرفانی شناخته و دانسته شده است. چنان که سکوت از ابزارهای رسیدن به کمالات عرفانی و سیر و سلوک، از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
اهل ریاضت و عرفا سکوت را بر خود حتم می داشتند. (غزالی،ص111، 1386) چنانچه خلوت را نیز اهمیت می دادند برای همین با آن که در معاشرت با اهل معرفت و دانشمندان، فواید بی شمار است ولی چون آفات معاشرت بسیار است و انسان نمی تواند خود را از آن حفظ کند، مشایخ اهل ریاضت و عرفان خاموشی و سکوت را بر عشرت ترجیح می دهند. (گیلانی،ص157، 1378)
گفته اند خاموشی و سکوت موجب شده است تا انسان های صاحب نامی چون عطار و مولوی به کمالات آن چنانی دست یابند و سرآمد روزگار خویش گردند و جهان و جهانیان بدانان افتخار کنند. این گونه است که مولوی این عارف دلسوخته به خموشی و خاموشی تخلّص می کند و در اشعارش خود را بدین نام می خواند. وقتی عقل و خرد به کمال می رسد و آدمی به یک معنایی به بلوغ عقلانی دست می یابد ، خاموشی بر می گزیند و سکوت اختیار می کند. به عقیده عرفا آنچه مایه بدبختی انسان و باز داشتن او از تهذیب نفس و سیر و سلوک الی اله است سخنان اضافی و به اصطلاح فضول الکلام است و از هر گونه افراط و تفریط در این مسئله شدیداً پرهیز می کردند.
هدف عرفا از سکوت مبارزه با انبوه سخنان اضافی و بی هدف و احیاناً گناه آلود است . این نکته نیز شایان توجه است که صمت و سکوت هر چند در منابع اصلی لغت تقریباً به یک معنی تفسیر شده است ، ولی در کلمات بعضی از علمای اخلاق تفاوتی در میان آن دو دیده می شود؛ به این معنی که سکوت ترک کلام به طور مطلق است، ولی صمت به معنی ترک سخن گفتن در اموری است که هدف درستی را تعقیب نمی کند و آنچه برای عرفا و سالکان الی اله و راهیان خدا و علاقمندان به تهذیب نفس ضرورت دارد، بیشتر صمت است نه سکوت. انسان پرهیزگار و عارف از فوت کلام و سخن نگفتن ناراحت نمی شود، زیرا سکوت را غنیمت می داند نه زیان. (مسعودی،ص160، 1347)
خاموشی و اخلاق
زبان از نعمت های بزرگ خدا و لطایف عجیب خلقت و از احسانات با ارزش اوست. چه اینکه این عضو از نظر جسم کوچک و در مقام طاعت و عصیان بسی بزرگ است. کفر و ایمان که منتهی الیه طاعت و طغیان هستند جز با شهادت زبان معلوم نمی شوند. بنابراین سزاوار است که این عضو تحت حکم عقل و شرع قرار گیرد. از آن جهت که طبع انسان تمایل دارد زبان را آزاد گذاشته، عنان آن را رها نماید، شرع مقدّس به حفظ و کنترل آن ترغیب بسیار نموده است تا از برخورد این دو، تعادل حاصل شود. (شبر، ص224، 1380)
از اینرو اصلاح زبان و گفتار از آن جهت اهمیّت فوق العاده در بحثهای اخلاقی به خود گرفته که زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیّت انسان است و مهمترین دریچه ای است که به روح انسان گشوده می شود .به عبارت روشنتر ، آنچه در صفحه روح بشر نقش می بندد (اعم از پدیده های فکری و عاطفی و احساسی) قبل از هر چیز بر صفحه زبان ولا به لای گفته های او خود نمایی می کند. به همین دلیل است که علمای اخلاق اهمیّت خاص برای اصلاح زبان قائل هستند و اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می دانند. با توجه به خطراتی که از آزاد گذاشتن زبان دامنگیر انسان می شود، بزرگان اخلاق سکوت را در مواردی که سخن گفتن ضرورتی ندارد بعنوان یکی از طرق پیشگیری از آن خطرات بزرگ شمرده اند و درباره آن روایات فراوانی از حضرت رسول(ص) و اهل بیت (ع) رسیده که اهمیت آن را کامل و روشن می سازد، چنانکه پیامبر(ص) می فرماید:«بیشتر اشتباهات انسان در زبان است.» (فیض کاشانی،ص194، 1375)
نتیجه گیری:
سکوت اختیار کردن همیشه فقط به معنای دست از سخن کشیدن نیست، بلکه آموزش و تمرین مناسب برای شنیدن تمام چیزهایی است که در اطرافمان می گذرد.
اگر واقعاً پی ببریم هر کلمه ای که از دهان خارج می شود به منزله سنگی است که در بنای دوستی و دشمنی به کار می رود، آنوقت سعی خواهیم کرد که سخن بیهوده و بی ارزش از دهانمان خارج نشود.
زبان در دهان ای خردمند چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروش است یا پیلور
منابع و مآخذ
1- اصفهانی،راغب(1980)، الذریعه الی المکارم الشریعه، نشر دارالکتب العلمیه.
2- اصفهانی، فیض الاسلام(1374)، نهج البلاغه ، نشر فیض الاسلام.
3- بهبودی ، محمدباقر(1369)، اصول کافی، انتشارات اسوه.
4- بیهقی، محمد(1376)، المحاسن و المساوی، نشر بیروت.
5- حمیری، عبداله(1385)، قرب الاسناد، انتشارات امیر کبیر.
6- خزائلی، محمد (1372)، بوستان سعدی، انتشارات جاویدان.
7- خمینی، روح اله(1382)، جنود عقل و جهل، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
8- دشتی، محمد (1382)، نهج البلاغه، انتشارات آل علی(ع).
9- دهخدا، علی اکبر(1377) ، لغت نامه، انتشارات روزنه.
10- ساداتیان، سید حمیدرضا (1388)، گنجینه ما و شما، انتشارات ما و شما.
11- شبر، عبداله(1380) ،اخلاق، انتشارات هجرت.
12- صحبی، صادق(1379)،نهج البلاغه، انتشارات صدرا.
13- طبری،حسن (1389)، تفسیر مجمع البیان، مؤسسه جهانی سبطین(ع).
14- طوسی، حسن (1385)، أمالی طوسی، نشر میراث ماندگار.
15- عاملی،حرّ (1409)،وسایل الشیعه، نشر مؤسّسه آل البیت قم.
16- عزیزی ،عباس(1377)، مصباح الشریعه، انتشارات بلوغ.
17- غزالی ، محمد(1386)، احیاء علوم الدین، انتشارات علمی و فرهنگی.
18- فروغی،محمد علی(1370)، گلستان سعدی، انتشارات امیر کبیر.
19- فیض کاشانی،محسن (1379)، علم الیقین، نشر حکمت.
20- فیض کاشانی، محسن (1375)، محجّه البیضاء، نشر جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم.
21- گیلانی،عبدالرزاق (1381)، شرح مصباح الشریعه، نشر آی آر پی دی اف.
22- مجلسی ، محمد باقر(1385)، بحار الانوار، انتشارات علمیّه اسلامی.
23- محمدی ری شهری، محمد(1377)، میزان الحکمه، انتشارات اسلامیه.
24- مسعودی، علی بن حسین(1347)، نهج البلاغه، شرح ابن ابی الحدید، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
25- معین، محمد(1385)، فرهنگ لغت ، انتشارات امیر کبیر.
26- مکارم شیرازی،ناصر(1380)،جایگاه سکوت در نهج البلاغه، نشر سرور.
27- مکارم شیرازی، ناصر، (1386) ، زندگی در پرتو اخلاق، نشر سرور
28- نراقی، ملا احمد(1374)، معراج السّعاده، انتشارات هجرت.
29- نصر اصفهانی، محمّد(1378)، اخلاق دینی در اندیشه شیعی، انتشارات نهاوندی.
30- نوری، محدّث(1408)، مستدرک الوسایل، مؤسّسه آل البیت(ع).
31- نیلی پور،مهدی(1385)، بهشت اخلاق، انتشارات مؤسّسه تحقیقاتی ولی عصر.
32- هندی، متّقی(1369)، کنزالعمال، نشر فرهنگ معاصر.