عظمت ذکر و مجالس آن در روایات‏

 

خواندن روایات این فصل آمده بدون مطالعه مطالب قبل نفعى که باید به برساند نخواهد رساند.

این روایات را بزرگانى هم چون شیخ صدوق، کلینى، ملّا محسن فیض کاشانى در کتب پرارزش خود نقل کرده‏اند و جاى تردید در این مسائل براى آگاه با انصاف نیست، اکثر این روایات در آن کتب همراه اسناد و مدارک است که به خاطر پرهیز از اطاله کلام، فقط به اصل روایت اکتفا مى‏شود، اگر خواستید اسناد و مدارک آن روایات را ببینید به کتب فوق الذّکر مراجعه کنید.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: ذَاکِرُ اللّهِ فى الْغافِلینَ کَالشَّجَرَةِ الْخَضْراءِ فى وَسَطِ الْهَشیمِ‏ «1».

پیامبر عزیز اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: متذکّر خدا در بین اهل غفلت همانند درخت‏ سبز در میان گیاه و درخت خشک است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: ذَاکِرُ اللّهِ فى الْغافِلینَ کَالْمُقاتِلِ فِى الْفارّینَ‏ «2».

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: یاد کننده خدا در میان مردمِ غافل مانند جنگ‏جوى شجاع در بین فراریان و کم طاقتان است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: ذَاکِرُ اللّهِ فى الْغافِلینَ کَالْحَىِّ بَیْنَ الْأَمْوَاتِ‏ «3».

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: کسى که یاد خداست در بین مردم غافل، مانند زنده‏اى در میان مردگان است.

قَالَ صلى الله علیه و آله یَقُولُ اللّهُ: أَنَا مَعَ عَبْدى مَا ذَکَرَنى وَتَحَرَّکَ بى شَفَتَاهُ‏ «4».

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود، خدا مى‏فرماید: من همراه بنده‏ام هستم، زمانى که به یاد من است و دو لبش به یاد من در حرکت است.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:

عملى از اعمال انسان، نجات‏بخش‏تر از عذاب خدا به مانند ذکر نیست، گفتند:

یا رسول اللّه! جهاد در راه خدا هم به این عظمت نیست، فرمود: نه، مگر این که با شمشیرت بزنى تا شرّ دشمن قطع شود، مگر این که با شمشیرت بزنى تا ریشه دشمن کنده شود، مگر این که با شمشیرت بزنى تا دشمن خاموش گردد «5»!!

قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَرْتَعَ فى رِیاضِ الْجَنَّةِ فَلْیَکْثُرْ ذِکْرَ اللّهِ‏ «6».

نبىّ اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: هرکس عاشقِ گشت و گذار در باغ بهشت است، زیاد یاد خدا کند.

سُئِلَ صلى الله علیه و آله: أَىُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ أَنْ تَمُوتَ وَلِسَانُکَ رَطْبٌ بِذِکْرِ اللّهِ‏ «7».

از نبىّ اکرم صلى الله علیه و آله پرسیدند: برترین عمل کدام است؟ فرمود: بمیرى در حالى که زبانت به ذکر خدا، تر باشد.

پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:

خداوند فرمود: هنگامى که بنده من در درونش یاد من بود من هم به همان صورت یاد اویم و هرگاه در آشکار یاد من کرد، او را در آشکار یاد مى‏کنم و زمانى که یک وجب [با عقیده صحیح و عمل صالح‏] به من نزدیک شد، یک ذرع به او نزدیک مى‏شوم و وقتى یک ذرع به من نزدیک شد یک باع به او نزدیک مى‏شوم و زمانى به سوى من قدم برداشت هروله کنان به سوى او مى‏آیم [کنایه از این که سریع خواسته‏هاى او را اجابت مى‏کنم‏] «8».

عَنْ أَبى عَبْدِاللّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللّهَ تَعَالى‏ یَقُولُ: مَنْ شَغَلَ بِذِکْرى عَنْ مَسْأَلَتى أَعْطَیْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِىَ مَنْ سَأَلَنى‏ «9».

امام صادق علیه السلام فرمود: خداى تعالى مى‏فرماید: کسى که ذکر من او را از دعا و سؤال باز دارد، به او بیش از آنچه به سؤال کنندگان عطا مى‏کنم مرحمت مى‏نمایم.

وَقَالَ علیه السلام: قَالَ اللّهُ تَعَالى‏: مَنْ ذَکَرَنى سِرّاً ذَکَرْتُهُ عَلانِیَةً «10».

و نیز امام صادق علیه السلام فرمود، خداوند فرموده: کسى که مرا در پنهان یاد کند، من او را در آشکار یاد مى‏کنم.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند به عیسى فرمود: اى عیسى! در ذاتت مرا یاد کن تا در ذاتم تو را یاد کنم، در آشکارت مرا یاد کن تا در آشکارى بهتر از آشکار آدمیان تو را یاد کنم، عیسى! قلبت را براى من نرم کن، در خلوت‏ها زیاد مرا یاد کن، خوشحالى من به این است که تملّق کنان به سویم آیى، در این زمینه زنده باش و از مردگى و پژمردگى بپرهیز «11».

وَعَنْهُ علیه السلام: مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللّهِ أَظَلَّهُ اللّهُ فى جَنَّتِهِ‏ «12».

امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که زیاد یاد خدا کند، خداوند در بهشتش بر او سایه مى‏کند.

وَعَنْهُ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله: مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللّهِ أَحَبَّهُ اللّهُ وَمَنْ ذَکَرَ اللّهَ کَثیراً کُتِبَتْ لَهُ بَرَاءَتَانِ: بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ وَبَرَاءَةٌ مِنَ النِّفاقِ‏«13».

امام صادق علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل مى‏کند: کسى که زیاد یاد خدا کند، خداوند او را دوست خواهد داشت و کسى که داراى کثرت ذکر باشد، دو برائت براى او نوشته مى‏شود، برائت از آتش جهنم و برائت از نفاق و دورویى.

وَعَنْهُ علیه السلام: شِیعَتُنَا الَّذینَ إِذا خَلَوْا ذَکَرُوا اللّهَ کَثیراً «14»؛

امام صادق علیه السلام فرمودند: شیعیان ما کسانى هستند که هر وقت خلوت کنند، زیاد یاد خدا کنند.

اى خوشا مستانه سر در پاى دلبر داشتن‏

 

دل تهى از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن‏

هرکجا نور است چون پروانه خود را باختن‏

 

هرکجا نار است خود را چون سمندر داشتن‏

آب حیوان یافتن بى‏رنج در ظلمات دل‏

 

زان همى نوشیدن و یاد سکندر داشتن‏

از براى سود در دریاى بى‏پایان علم‏

 

عقل را مانند غوّاصان شناور داشتن‏

گوشوار حکمت اندر گوش جان آویختن‏

 

چشم دل را با چراغ جان منوّر داشتن‏ «15»

     

 

به روایت زیر دقت کنید که روایت بسیار با ارزش و پرقیمتى است:

امام صادق علیه السلام فرمود:

چیزى نیست مگر این که براى آن حدّى است که انتهاى آن، همان حدّ است؛ مگر ذکر خدا که براى آن، حدّ و مرزى نیست.

خداوند، فرائض را بر مردم فرض کرد و عبادات را واجب دانست؛ کسى که‏ واجبات را ادا کند، اداى واجبات همان حد واجبات است.

این ماه رمضان است که هرکس روزه بگیرد، حدّش را ادا کرده، این حجّ است که به جاى آوردن آن حدّ آن است.

اما ذکر، حقیقتى است که خداوند به اندک گفتن آن رضایت نداده و براى آن حدّى معیّن نکرده است، سپس حضرت این آیه را خواند:

[یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً* وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلًا] «16».

اى اهل ایمان! خدا را بسیار یاد کنید،* و صبح و شام او را تسبیح گویید.

و فرمود: با توجه به این آیه، ببینید که خداوند براى ذکر حدّى معیّن نفرموده است، سپس فرمود: پدرم حضرت باقر علیه السلام کثیرالذّکر بود، من با او در راه‏رفتن همراه مى‏شدم، در حالى که او ذکر مى‏گفت و با او طعام مى‏خوردم در حالى که او در ذکر بود، هرگاه مردم در حضور آن جناب گفت و گو مى‏کردند، گفتار مردم آن حضرت را از یاد خدا باز نمى‏داشت.

مى‏دیدم که زبان مبارکش به سقف دهانش متصل بود و مى‏گفت: «لا إله إلّا اللّه» آن حضرت پس از نماز صبح همه ما را جمع مى‏کرد و تا بیرون آمدن آفتاب امر به ذکر خدا مى‏فرمود و هریک از ما مى‏توانست قرآن بخواند مى‏فرمود: قرآن بخوان و هرکس نمى‏توانست به او مى‏فرمود: ذکر خدا بگو.

خانه‏اى که در آن قرائت قرآن است و در آن ذکر خدا گفته مى‏شود، برکتش زیاد مى‏شود و ملائکه در آن حاضر مى‏شوند و شیاطین از آن خانه دور مى‏گردند و آن خانه براى اهل آسمان همانند کوکب درخشان مى‏درخشد.

و خانه‏اى که در آن قرائت قرآن و ذکر نیست، کم برکت است و از ملائکه خالى‏ و از شیاطین پر است.

سپس حضرت صادق علیه السلام فرمود: به بهترین اعمال، شما را خبر دهم که درجات شما را بالا ببرد و شما را نزد پروردگارتان پاکیزه نشان دهد و براى شما از طلا و نقره بهتر است. و از این که به دشمن برخورد کنید و آنان را بکشید و آنها شما را بکشند براى شما بهتر است؟ گفتند: آرى. فرمود: زیاد ذکر خدا گفتن‏ «17».

سپس فرمود: مردى به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله آمد، عرضه داشت: بهترین اهل مسجد کیست؟ فرمود: آن کسى که زیاد ذکر خدا کند.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: به کسى که زبان ذاکر عطا شده، خیر دنیا و آخرت داده شده و فرمود: در قرآن در آیه ششم سوره مدثر آمده: بر عمل خیرت منت مگذار تا آن را زیاد بینى و واقعاً آنچه براى خدا انجام داده‏اى آن را زیاد مبین‏ «18».

وَعَنْهُ علیه السلام قَالَ: أَوْحَى اللّهُ تَعَالى‏ إِلى‏ مُوسى‏ علیه السلام: لا تَفْرَحْ بِکَثْرَةِ الْمَالِ، وَلا تَدَعْ ذِکْرى عَلى‏ کُلِّ حَالٍ، فَإِنَّ کَثْرَةَ الْمَالِ تُنْسِى الذُّنُوبَ وَأَنَّ تَرْکَ ذِکْرى یُقْسِى الْقُلُوبَ‏ «19».

از امام صادق علیه السلام است که فرمود: خداوند به موسى وحى کرد: به زیادى مال خوشحال مباش و یادم را در هیچ حال از دست مده، به حق که زیادى مال گناهان را از یادت مى‏برد و تو را غفلت مى‏دهد و ترک یاد من براى تو، سخت دلى مى‏آورد.

قَالَ رَسُولُ اللّهِ: مَا جَلَسَ قَوْمٌ مَجْلِساً یَذْکُرُونَ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ إِلّا حُفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ وَغَشِیَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَذَکَرَهُمُ اللّهُ فِیمَنْ عِنْدَهُ‏ «20».

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: مجلسى نیست که گروهى در آن بنشینند و مشغول ذکر خدا باشند، مگر این که آن مجلس در محاصره ملائکه نباشد و اهلش غرق در رحمت خدا نگردند و خدا از آنان در بین ارواح انبیا و شهدا و اولیا و ملائکه یاد نکند.

قَالَ صلى الله علیه و آله: مَا مِنْ قَوْمٍ اجْتَمَعُوا یَذْکُرُونَ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لا یُریدُونَ بِذلِکَ إلّاوَجْهَهُ إلّا نَادَاهُمْ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ قُومُوا مَغْفُوراً لَکُمْ قَدْ بَدَّلَتْ سَیِّئَاتِکُمْ حَسَنَاتٍ‏ «21».

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: قومى نیستند که براى یاد خدا جمع شوند و نیّت آنان خدا باشد، مگر این که یک منادى از آسمان ندا مى‏کند: برخیزید که آمرزیده شده‏اید و بدى‏هاى شما تبدیل به خوبى‏ها شد.

قَالَ صلى الله علیه و آله: مَا قَعَدَ قَوْمٌ مَقْعَداً لَمْ یَذْکُرُوا اللّهَ فِیهِ وَلَمْ یُصَلُّوا عَلَى النَّبِىِّ إلّاکَانَ عَلَیْهِمْ حَسْرَةُ یَوْمِ الْقِیامَةِ «22».

و نیز آن حضرت فرمود: گروهى جایى ننشستند، در حالى که ذکر خدا نگفتند و درود بر پیامبر نفرستادند، مگر این که آن مجلس براى آنان در قیامت حسرت خواهد بود.

قَالَ دَاوُدُ علیه السلام: إِلهى إذَا رَأَیْتَنى أُجَاوِزُ مَجَالِسَ الذَّاکِرینَ إلى‏ مَجَالِسِ الْغَافِلِینَ فَاکْسُرْ رِجْلى دُونَهُمْ فَإنَّها نِعْمَةٌ تَنْعُمُ بِها عَلَىَ‏ «23».

داوود به پروردگار عرضه داشت: هرگاه مرا دیدى روى از مجالس ذاکرین گردانده و به سوى مجالس اهل غفلت در حرکتم، پایم را بشکن که این شکسته شدن پا نعمتى است که به من مرحمت مى‏فرمایى.

قَالَ صلى الله علیه و آله: الْمَجْلِسُ الصَّالِحِ یُکَفِّرُ عَنِ الْمُؤْمِنِ أَلْفَىْ أَلْفِ مَجْلِسٍ مِنْ مَجَالِسِ السُّوءِ «24».

پیامبر بزرگ صلى الله علیه و آله فرمود: یک مجلس شایسته، کفّاره مؤمن است در برابر دو هزار هزار مجلس بد.

قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السلام: إنَّ ذِکْرَنَا مِنْ ذِکْرِ اللّهِ وَذِکْرِ عَدُوِّنَا مِنْ ذِکْرِ الشَّیْطَانِ‏ «25».

امام باقر فرمودند: مجلسى که در آن یاد ما هست (و در آن مجلس از زندگى، آداب، فرهنگ و حلال و حرام ما و مسائلى که براى رشد شما گفته‏ایم صحبت است)، ذکر خداست و ذکر دشمنان ما، ذکر شیطان است.

امام باقر علیه السلام فرمودند:

در توراتِ واقعى که به موسى نازل شده آمده است که موسى از خداوند پرسید:

اى پروردگار من! به من نزدیکى تا با تو مناجات کنم یا دورى تا صدایت بزنم. وحى شد: من همنشین کسى هستم که در ذکر من است، موسى گفت: روزى که پوششى نیست، کدام بنده در پوشش تواست فرمود: آنان که یاد من هستند و من یاد آنانم و به خاطر من با هم در محبّت‏اند و من عاشق آنها هستم، اینان کسانى هستند که هرگاه اراده کنم عذابى به اهل زمین بدهم از آنان یاد مى‏کنم تا عذاب از آنان دفع شود «26».

اى خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن‏

 

تیرگى‏ها را از این اقلیم بیرون داشتن‏

هم چو موسى بودن از نور تجلى تابناک‏

 

گفتگوها با خدا در کوه و هامون داشتن‏

پاک کردن خویش را ز آلودگى‏هاى زمین‏

 

خانه چون خورشید در اقطار گردون داشتن‏

عقل را بازارگان کردن به بازار وجود

 

نفس را بردن بدین بازار مغبون داشتن‏

بى حضور کیمیا از هر مسى زر ساختن‏

 

بى وجود گوهر و زر گنج قارون داشتن‏

     

گشتن اندر کان معنى گوهرى عالم فروز

 

هر زمانى پرتو و تابى دگرگون داشتن‏ «27»

     

ابوسعید خدرى از نبىّ اکرم صلى الله علیه و آله نقل مى‏کند:

براى خداوند ملائکه‏اى است غیر از نویسندگان عمل که در سطح زمین در گردش‏اند، چون قومى را بیابند که در حال ذکر خدایند، فریاد مى‏کنند: براى یافتن آرزوى خود بشتابید، پس به نزد اهل ذکر آیند و آنان را تا آسمان دنیا محاصره کنند، پس خداوند به آنان مى‏فرماید: چه گونه و در چه حالت بندگانم را ترک کردید؟

جواب مى‏دهند: در حالى که حمد و مجد تو را به جا مى‏آوردند و تو را تسبیح مى‏گفتند، خداوند مى‏فرماید: آیا مرا دیدند؟ (رؤیت به قلب)، عرضه مى‏دارند:

نه، مى‏فرماید: اگر مى‏دیدند؟ عرض مى‏کنند: تسبیح و تحمید و تمجید آنان‏ فوق العاده شدید مى‏شد، به ملائکه مى‏فرماید: از چه پناه مى‏بردند؟ عرض مى‏کنند: از آتش، خطاب مى‏رسد: آتش را دیده بودند؟ عرض مى‏کنند: نه، مى‏فرماید: اگر مى‏دیدند؟ عرضه مى‏دارند: هر آینه با شدت هرچه تمام‏تر از آن فرارى و متنفّر مى‏شدند، سپس مى‏فرماید: چه مى‏خواستند؟ عرض مى‏کنند:

بهشت، مى‏فرماید: بهشت را دیده‏اند؟ عرض مى‏کنند: نه، مى‏فرماید: اگر مى‏دیدند؟ مى‏گویند: به شدّت به آن حرص مى‏ورزیدند، خطاب مى‏رسد: من شما را شاهد مى‏گیرم که همه آنها را آمرزیدم، ملائکه مى‏گویند: فلان کس اهل مجلس آنها نبود، بلکه به خاطر حاجتى نزد آنها آمده بود آیا او هم آمرزیده شده؟

خطاب مى‏رسد: اهل ذکر به آن درجه هستند که همنشین آنها هم از سعادت آنان فیض مى‏برد و از شقاوت دور است‏ «28».

 

ثواب شگفت انگیز ذکر «لا اله الا اللّه»

عَنِ النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله قَالَ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِمُوسَى بْنِ عِمْرَانَ یَا مُوسى‏ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَعَامِریهِنَّ عِنْدى وَالْأَرَضینَ السَّبْعَ فى کَفَّةٍ وَلا إلهَ إلّااللّهُ فى کَفَّةٍ مَالَتْ بِهِنَّ لا إلهَ إلّا اللّه‏ «29».

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند عزّ و جل به موسى بن عمران فرمود: اى موسى! اگر آسمان‏ها و تمام ساکنینش و مجموع زمین‏هاى هفت گانه را در پیشگاه من به یک طرف ترازو و «لا اله الا اللّه» را در طرف دیگر بگذارند، به راستى که کفّه «لا اله الا اللّه» بر آن کفه ترجیح خواهد داشت.

آرى، مجموع آسمان‏ها و زمین در مقابل مسئله توحید که تجلّى در قلب داشته باشد، چه ارزشى دارد؟

مگر همه عالم با تجلّى توحید در قلب، قابل مقایسه است، سماوات و ارضین و سکان آنها ماده‏اى جز خاک یا آتش یا نور ندارند، خاک و آتش و نور کجا و حقیقت توحید کجا؟

کسى که به حقیقت مى‏گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسى که به این شعار والاى همه انبیا و امامان علیهم السلام و عاشقان واقعیت قایل است، از قیمتى برخوردار است که همه عالم از آن قیمت برخوردار نیست.

عزیزتر و والاتر و پرارزش‏تر و با مقام‏تر از اهل توحید در همه عالم نیست، اهل توحید، آن هم توحید به حقیقت، توحیدى که از آلودگى شرک ولو به اندازه کوچک‏ترین ذره، خالص گردیده، پرقیمت‏ترین موجود خدایند.

کسى که به حقیقت مى‏گوید: «لا إله إلّا اللّه»، کسى است که به فرموده حضرت زهرا علیها السلام و حضرت سجّاد علیه السلام، گوشت و پوست و خون و رگ و پى او «لا إله إلّا اللّه» مى‏گوید.

او انسانى است که با تمام قدرت، تمام معبودهاى باطل درون و برون را از مملکت هستى خود زدوده و جز حضرت دوست معبودى و محبوبى و معشوقى ندارد و هرچه در زندگى بخواهد، فقط و فقط براى او مى‏خواهد و بس. این توحید و این معرفت و این کفر زدایى و شرک و نفاق زدایى البته قیمتش از آسمان‏ها و سکّان آنها و زمین، سنگین‏تر است.

در کتب اهل سنّت و شیعه از رسول بزرگ اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده که فرموده‏اند:

اگر ایمان على علیه السلام را در کفّه‏اى و ثقلین را در کفه دیگر بگذارند، ایمان على علیه السلام بر ثقلین سنگینى خواهد کرد، چرا؟ براى این که ایمان على علیه السلام ایمان خالص‏ و معرفت آن حضرت، معرفت کامل بود و اعمال و اخلاق و رفتار تمام عمر آن حضرت، انعکاس همان ایمان و معرفت بود، به همین خاطر بود که حتى درباره یک عمل على علیه السلام که شمشیر زدن در جبهه احزاب بود پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

لضَرْبَةُ عَلِىٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَیْنِ‏ .

یک ضربت على در روز خندق از عبادت ثقلین برتر بود.

چرا که سرچشمه آن عمل، توحید و معرفت و اخلاص بود.

 


منابع مقاله:

کتاب : عرفان اسلامى جلد سه        

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- محجة البیضاء: 2/ 266، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(2)- عدة الداعى: 257؛ بحار الأنوار: 90/ 163، باب 1، حدیث 42.

(3)- محجة البیضاء: 2/ 267، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(4)- محجة البیضاء: 2/ 267، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(5)- میزان الحکمة: 4/ 1838، حدیث 6349، با کمى اختلاف.

(6)- محجة البیضاء: 2/ 267؛ کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(7)- شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحدید: 10/ 154، ذکر الخوف؛ محجة البیضاء: 20/ 267، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(8)- میزان الحکمة: 4/ 1846، حدیث 6389، با کمى اختلاف.

(9)- الکافى: 2/ 501، باب الاشتغال بذکر اللّه، حدیث 1؛ بحار الأنوار: 90/ 157، باب 1، حدیث 30.

(10)- الکافى: 2/ 501، باب ذکر اللّه فى السر، حدیث 1؛ بحار الأنوار: 90/ 342، باب 20، حدیث 12.

(11)- الکافى: 2/ 502، باب ذکر اللَّه عزوجل فى السر، حدیث 3.

(12)- الکافى: 2/ 112، باب التواضع، حدیث 4؛ محجة البیضاء: 2/ 268؛ کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(13)- الکافى: 2/ 499، باب ذکر اللّه کثیراً، حدیث 3؛ محجة البیضاء: 2/ 268، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(14)- الکافى: 2/ 499، باب ذکر اللّه کثیراً، حدیث 2؛ عدة الداعى: 249، باب 5.

(15)- پروین اعتصامى.

(16)- احزاب (33): 41- 42.

(17)- به همان معنایى که به طور مفصل در فصول گذشته توضیح داده شد.

(18)- الکافى: 2/ 498، باب ذکر اللّه عزّ وجل کثیراً، حدیث 1؛ محجة البیضاء: 2/ 268، کتاب الاذکار والدعوات، باب 1.

(19)- الکافى: 2/ 497، باب ما یجب من ذکر اللّه عزّ وجل، حدیث 7؛ عدة الداعى: 254.

(20)- محجة البیضاء: 2/ 269، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1؛ شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحدید: 10/ 154، ذکر الخوف....

(21)- محجة البیضاء: 2/ 270؛ کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(22)- محجة البیضاء: 2/ 270، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(23)- تاریخ مدینة دمشق: 17/ 105، با کمى اختلاف.

(24)- محجة البیضاء: 2/ 270، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(25)- الکافى: 2/ 496، باب ما یجب من ذکر اللّه عزّ وجل، حدیث 2؛ بحار الأنوار: 72/ 468، باب 95، حدیث 20.

(26)- الکافى: 2/ 496، باب ما یجب من ذکر اللّه عزّ وجل، حدیث 4؛ بحار الأنوار: 13/ 342، باب 11، حدیث 20.

(27)- پروین اعتصامى.

(28)- محجة البیضاء: 2/ 270، کتاب الأذکار والدعوات، باب 1.

(29)- وسائل الشیعة: 7/ 209، باب 44، حدیث 9132؛ بحار الأنوار: 90/ 196، باب 5، حدیث 18؛ ثواب الأعمال: 15؛ التوحید: 30، باب 1، حدیث 34.