شش گوشه ضریح خوش به حالت


 


ای جلوه آفتاب و مهتاب
و ضریح شش گوشه ارباب
تا چهره خود به من نمودی
از سینه دل مرا ربودی
من غرق تماشای جمالت
شش گوشه ضریح خوش به حالت
بنگر تو سرشک حسرتم را
زین گریه ببین ارادتم را
بی‌تاب حسین شد وجودم
ای کاش که همره تو بودم
فخر و شرفت به عالمین است
چون سینه تو قبر حسین است
آغوش بگیر پیکرش را
بنگر شب جمعه مادرش را
نورت زده طعنه بر ستاره
ای مضجع جسم پاره پاره
نقشی ز گلان لاله داری
آیا خبر از سه‌ساله داری؟
از نقره، طلا، شکوفه داری
آیا خبری ز کوفه داری؟
در مستی و رقص و چنگ کوفی
خاکستر و طعن و سنگ کوفی
زینب به سری نظاره می‌کرد
دختر به پدر اشاره می‌کرد
آن سر به نوای حزن قرآن
شد یاور زینب و یتیمان
شش گوشه ضریح پاک و زیبا
ای ساکن کربلای مولا
گر رأس بریده‌اش ندیدی
بینی تو هر آنچه را شنیدی
در لجه خون کنی نگاهش
همسایه توست قتلگاهش
بر درگه پاک تشنه کامش
از قول منم رسان سلامش
اینجا منم و نگاه و صد آه
کز دوری توست میکشم آه


شب جمعه شب زیارتی اباعبدالله الحسین(ع)

السلام علی الحسین(ع)

وعلی علی بن الحسین(ع)

وعلی اولاد الحسین(ع)

وعلی اصحاب الحسین(ع)

ولعنت خدا بر قاتلان حسین(ع)وقاتلان اولاد الحسین(ع)وقاتلان اصحاب الحسین(ع)