قوی ترین ترمز های دنیا در جاده زندگی

به راستی آیا هیچ راننده ای در برابر پلیس راهنمایی و رانندگی و در منظر دوربین های ثبت سرعت مرتکب رفتار منافی قانون می شود؟! به یقین بسیاری از افراد از ارتکاب اعمال مخالف قانون خودداری می نمایند، ولی سؤال اساسی اینجاست چرا ما انسانها خود را در برابر خدای قهار و آگاهی که همواره آگاه و ناظر بر اعمال ماست بی توجهی می نماییم. « إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ؛[فجر/14] هر آینه پروردگارت در کمینگاه است».

قوی ترین ترمز های دنیا در جاده زندگی

بی شک وجود ترمز در هر ماشین و وسیله ی نقلیه، نقش اساسی و کارساز را بر عهده دارد؛ چرا که بدون آن کنترل و هدایت ماشین در جاده های نه چندان خطرناک و معمولی نیز کاری بسیار سخت و خطرناک به شمار می آید. این در حالی است  فقدان این عنصر و ابزار مهم در جاده های پر پیچ و خم کوهستانی این وسیله ارزشمند را به ارابه ای مرگبار و هولناک تبدیل می نماید. به راستی اگر انسان به خوبی بیندیشد و خود را در جاده زندگی به درستی بنگرد، زندگی و حیات او بی شباهت به رانندگی در یک جاده پر فراز و نشیب نیست. از اینرو اگر در مسیر زندگی خود را به اهرم های بازدارنده و نگه دارنده ای مجهز نکند، زندگی او همانند رانندگی با ماشینی بدون ترمز در جاده هایی خطرناک خواهد بود.


قوی ترین اهرم های بازدارنده در جاده زندگی

1-تفکر و اندیشه سالم و صحیح

یکی از مهمترین و با ارزش ترین اهرم های باز دارنده در جاده زندگی، استفاده و بهره مندی از اندیشه و تفکر است. آموزه های اسلامی در رهنمودهای خود تأکید و سفارش فراوانی بر این موضوع داشته و همگان را به بهره گیری از آن در زندگی تشویق کرده است. آیات و روایات بیشماری حاکی از اهمیت و ارزش این عنصر کار آمد در زندگی است. کتاب شریف کافی روایت بسیار زیبا و ارزشمندی را در خصوص اهرم تفکر و اندیشه نقل می نماید: به فرموده امام صادق(علیه السلام) در کافی فردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه و اله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! توصیه و سفارشی 
به من نما، آن حضرت سه بار از آن شخص پرسیدند: اگر سفارشی کنم انجام می دهی؟ آن شخص در هر سه بار پاسخ داد: آری ای رسول خدا!  پیامبر اکرم(صلی الله الله علیه و اله) فرمودند: به تو سفارش می کنم که هرگاه خواستی کاری انجام دهی سر انجام آن تدبر نما؛ اگر مایه رشد  هدایت بود انجام بده و اگر مایه گمراهی بود از آن بپرهیز.[1] به راستی اگر هر انسانی پیش از اعمال و رفتارهای معمول و روز مره ی خود، در عاقبت و سر انجام آن می اندیشید، از ارتکاب بسیاری از گناهان خودداری می کرد. اگر پیش از ارتکاب گناهان زشت و شوم قبل از چشیدن طعم زود گذر گناه به عذاب سخت و هولناک ابدی می اندیشید و آیات قرآن کریم را که در خصوص جهنم نازل شده است را قدری تأمل می کرد، هیچ گاه در جاده زندگی گرفتار پرتگاه شقاوت و عصیان نمی شود. خدای متعال بارها با بیان آیات عذاب جهنمیان همگان را به اندیشیدن و تفکر کردن در آن زندگی سخت و شوم تشویق کرده است.

ایستگاه تفکر و اندیشه ی قرآنی
آیا نباید در آموزه های نبوی قدری اندیشه و تأمل کرد؛ چرا که بسیاری از جهنمیان به واسطه بی توجهی به رسالت انبیاء در جهنم گرفتار شده اند، « وَ سیقَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیاتِ رَبِّکُمْ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا قالُوا بَلى‏ وَ لکِنْ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْکافِرینَ؛[زمر/71] و کسانى که کافر شدند گروه گروه به سوى جهنّم رانده مى‏ شوند وقتى به دوزخ مى‏ رسند، درهاى آن گشوده مى‏ شود و نگهبانان دوزخ به آنها مى‏ گویند: «آیا رسولانى از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را براى شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» مى‏ گویند: «آرى، (پیامبران آمدند و آیات الهى را بر ما خواندند، و ما مخالفت کردیم!) ولى فرمان عذاب الهى بر کافران مسلّم شده است».

 


یکی از مهمترین و با ارزش ترین اهرم های باز دارنده در جاده زندگی، استفاده و بهره مندی از اندیشه و تفکر است

2-یاد مرگ و معاد در زندگی
یکی دیگر از اهرم های قوی و بازدارنده در مسیر زندگی بهره گیری صحیح از یاد مرگ و قیامت است. زندگی پر هیاهوی مادی و دغدغه های نه چندان پر اهمیت دنیوی به راستی همگان را از این واقعیت انکار ناپذیر غافل ساخته است، به طوری که انسانها برای دستیابی به خواسته و امیال خود به هر حیله و گناهی خود را آلوده می سازند، تا آنکه به خواسته بی ارزش خود نائل آیند، به راستی اگر ما انسانها فرشته مرگ را در کمین خود مشاهده می کردیم، هیچ گاه خود را آلوده ی رفتار و کردار های ناشایست نمی کردیم.
در کتاب شریف نهج البلاغه امام علی(علیه السلام) به خوبی از کسانی که یاد مرگ و معاد را در زندگی خود زنده نگه داشته اند تمجید می نماید: «طُوبى لِمَنْ ذَکَرَ الْمَعادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسابِ وَ قَنِعَ بِالْکِفافِ وَ رَضِىَ عَنِ اللّهِ؛[2]خوشا به حال کسى که معاد را به یاد آورد، براى روز حساب کار کند و به حدّ کفاف قانع و از خداوند خشنود باشد».

نجات از خواب مرگبار
هر چند راننده وسیله نقلیه شخصی حاذق و توانا و با تجربه در کنترل ماشین خود باشد، هر گاه  خستگی خواب بر او مستولی شود باید منتظر واقعه هولناک و خطرناک در مسیر رانندگی باشد، در جاده زندگی نیز غفلت و بی توجهی عاملی خطرناک به شمار می آید که یاد موت و مرگ می تواند افراد را از این حالت خارج نماید، در منابع روایی از امام صادق (علیه السلام) ذکر و یاد موت عاملی برای نجات از خواب غفلت و بی توجهی معرفی شده است، «ذِکـْرُ الْمـَوْتِ یـُمـیـتُ الشَّهـَواتِ فِى النَّفْسِ وَ یَقْلَعُ مَنابِتَ الْغَفْلَةِ وَ یُقَوِّى الْقَلْبَ بِمَواعِدِ اللّهِ وَ یُرِقُّ الطَّبْعَ وَ یَکْسُرُ اَعْلامَ الْهَوى؛[3]یـاد مـرگ شـهـوتـهـا را در نـفـس مـى مـیـرانـد، ریـشـه هـاى غـفـلت را مـى کـَنـد، دل را به وعده هاى خداوند تقویت و طبع را رقیق مى کند و نشانه هاى هواى نفس را مى شکند».

3-توجه به حضور خدا در همه حال
بسیاری از ما انسانها حیا می کنیم که در حضور کوچکترین شخصی عمل غیر اخلاقی و منافی عفتی را مرتکب شویم؛ چرا که برای خود نزد دیگران شخصیت و جایگاه  محترم و با ارزش قائل هستیم و دوست نمی داریم که نزد دیگران شخصی بی ارزش و بی مبالات جلوه نماییم. ولی با این حال در بسیاری از موارد این  از این قاعده چشم پوشی می نماییم و در برابر خالق هستی مرتکب زشت ترین و خطرناک ترین گناهان می شویم. این در حالی است که خدای متعال بارها خود را شاهد و ناظر بر اعمال بندگان معرفی کرده است. « أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏؛[علق/14] آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) مى ‏بیند؟!».  

سخن آخر: به راستی آیا هیچ راننده ای در برابر پلیس راهنمایی و رانندگی و در منظر دوربین های ثبت سرعت مرتکب رفتار منافی قانون می شود؟! به یقین بسیاری از افراد از ارتکاب اعمال مخالف قانون خودداری می نمایند، ولی سؤال اساسی اینجاست چرا ما انسانها خود را در برابر خدای قهار و آگاهی که همواره آگاه و ناظر بر اعمال ماست بی توجهی می نماییم. « إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ؛[فجر/14] هر آینه پروردگارت در کمینگاه است».  

پی نوشت ها:
[1]. الکافی (ط - الإسلامیة): ج‏8 ؛ ص149. « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ قَالَ: إِنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَهَلْ أَنْتَ مُسْتَوْصٍ‏ «1» إِنْ أَنَا أَوْصَیْتُکَ حَتَّى قَالَ لَهُ ذَلِکَ ثَلَاثاً وَ فِی کُلِّهَا یَقُولُ لَهُ الرَّجُلُ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَإِنِّی أُوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ یَکُ رُشْداً فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّاً فَانْتَهِ عَنْهُ».
[2]. نهج البلاغة (للصبحی صالح): ص476.
[3]. بحار الأنوا: ج‏6، ص133.