چهار ارزش برتر در کلام امام علی (ع) 


 امام علی (ع) در این حکمت ها به دو موضوع اخلاقی و اجتماعی می پردازد.

حکمت 132 نهج البلاغه؛
خدا را فرشته ایست که هر روز بانگ مى زند : بزایید براى مردن ، و فراهم آوریدبرای نابود شدن ، و بسازید براى ویران گشتن.

حکمت 133 نهج البلاغه؛
دنیا گذرگاه عبور است ، نه جاى ماندن ؛ و مردم در آن دو دسته اند : یکى آن که خود را فروخت و به تباهى کشاند ، و دیگرى آن که خود را خرید و آزاد کرد.

حکمت 134 نهج البلاغه؛
دوست ، دوست نیست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد : در روزگار گرفتارى ، آن هنگام که حضور ندارد و پس از مرگ.

حکمت 135 نهج البلاغه؛
کسى را که چهار چیز دادند ، از چهار چیز محروم نباشد : با دعا از اجابت کردن ، با توبه از پذیرفته شدن ، با استغفار از آمرزش گناه ، با شکرگزارى از فزونى نعمت ها .

 

منبع: yjc.ir





امیر المومنین علیه السلام و نهی از منکر 


 

 

 1- حضرت علی علیه السلام در ضمن خطبه ای فرموده است:
- «سوگند به خدا [برادرم] عقیل را در شدت فقر و بی چیزی دیدم، که یک من گندم [از بیت المال] شما را از من خواست. و کودکانش را از تهیدستی با موهای غبارآلود و رنگهای تیره دیدم، مانند آنکه رخسارشان با نیل سیاه شده بود. چند بار نزد من آمد و همان گفتار را تأکید و تکرار می کرد، و من گفتارش را گوش می دادم، و می پنداشت دین خود را به او فروخته و از روش خویش دست برداشته دنبال او می روم، پس پاره ی آهنی برای او سرخ کرده نزدیک تنش بردم تا عبرت گیرد. پس از درد آن ناله و شیون کرد؛ مانند ناله ی بیمار (1) و نزدیک بود از اثر آن بسوزد، به او گفتم: ای عقیل! مادران در سوگ تو بگریند، (2) آیا از پاره آهنی که آدمی آن را برای بازی خود سرخ کرده، ناله می کنی و مرا به سوی آتشی که خداوند قهار، برای خشم خود برافروخته می کشانی؟! آیا تو از این رنج می نالی و من ازآتش دوزخ ننالم؟!» (3)
2- «روزی عقیل بن ابی طالب، نزد علی [علیه السلام] آمد و گفت: «مبلغی به من بده. وامی دارم می خواهم بپردازم.
امام فرمود: «وام تو چقدر است؟» عقیل پاسخ داد. امام فرمود: من این مبلغ را ندارم، صبر کن تا جیره ام از بیت المال پرداخت شود، در اختیار تو خواهم گذاشت. عقیل گفت: بیت المال در دست توست باز می گوئی، صبر کن تا جیره ام پرداخت شود! تازه، جیره ی تو چقدر است، و اگر همه ی آن مبلغ را به من بدهی چه خواهد شد؟ امام فرمود: من و تو هر کدام، مانند یک تن از عموم مسلمانانیم و امتیازی بر دیگران نداریم... اگر مایلی شمشیرت را بردار من هم شمشیرم را برمی دارم و با هم می رویم به حیره؛ در آنجا بازرگانانی ثروتمند زندگی می کنند، به یکی از آنان شبیخون می زنیم و اموالش را می گیریم و می آییم. عقیل گفت: یعنی برویم دزدی کنیم؟ ! امام فرمود: اگر مال یک تن را بدزدی بهتر نیست از این که مال همه را بدزدی؟...» (4)
3- امام علی علیه السلام در نامه ای به زیاد بن ابیه، قائم مقام عبدالله بن عباس حکومت بصره، به هنگامی که ابن عباس حاکم بصره و شهرهای اهواز و فارس و کرمان بود، چنین نوشت:
- «و من سوگند یاد می کنم به خدا؛ سوگند راست؛ اگر به من خبر رسد که تو در بیت المال مسلمانان به چیزی کم یا زیاد خیانت کرده ای، بر تو سخت خواهم گرفت، چنان سختگیری که ترا کم مایه و گران پشت و ذلیل و خوار گرداند. [ترا از مقامت برکنار می کنم و آنچه از بیت المال اندوخته ای می ستانم به طوری که درویش گردی و توانائی کشیدن بار مؤونه و روزی عیال را نداشته باشی و در نظر مردم پست گردی]» (5)
4- آن حضرت علیه السلام به عاملین خود نوشت:
نوک قلمهای خود را تیز کنید، بین سطرهای نوشته زیاد فاصله نیندازید، حرفهای زیادی را حذف کنید و روی کاغذ نیاورید و به بیان اصل معنی بپردازید و لفاظی نکنید و از زیاده روی در مصرف بپرهیزید، چه، بیت المال مسلمین تحمل اینگونه ضررها را ندارد.(6)
5- حضرت علی علیه السلام یک شب مشغول رسیدگی و حسابرسی بیت المال بود که طلحه و زبیر بر حضرت وارد شدند، امیرالمؤمنین علیه السلام چراغی را که در مقابلش بود خاموش کرد و چراغ دیگری را روشن کرد، آن دو در نهایت شگفتی و تعجب پرسیدند چرا چنین کردی؟ فرمود:
برای آنکه روغن آن از بیت المال بود و من سزاوار ندیدم که در مصاحبت خصوصی با شما از آن استفاده کنم. (7)
6- حضرت علی علیه السلام هر روز صبح که می شد وارد بازار مسلمین می شد در حالی که تازیانه اش بر دوش بود، اول بازار می ایستاد و می فرمود:
ای اهل بازار و تجار، از خدا طلب خیر کنید و با آسان گیری بر مردم، خیر و برکت را به کسب خود وارد کنید، شغل را به زینت حلم مزین نمایید، حتما از دروغ و قسم پرهیز کنید، از ظلم و بی انصافی اجتناب نمایید و به داد محرومین برسید و به هیچوجه به ربا و معاملات ربوی نزدیک نشوید. (8)
7- یکی از شبها مقداری پول برای حضرت علی علیه السلام آوردند فرمود: هم اکنون آن را تقسیم کنید، عرض کردند، الان شب است صبر کنید تا فردا تقسیم کنیم.
فرمود: آیا شما یقین دارید که من فردا زنده هستم.
گفتند: ما هم برای خود چنین باوری را نداریم.
فرمود: پس تأخیر نیندازید . شمعی آوردند، زیر نور شمع اموال را تقسیم کردند. (9)
8- در زمان حضرت علی علیه السلام مردم به سفره ی درهم و دینار معاویه هجوم می بردند عده ای از راه خیرخواهی می گفتند یا امیرالمؤمنین از اموال بیت المال به اشراف عرب و قریش بده که اینقدر از کنار تو پراکنده نشوند می فرمود:
آیا از من می خواهید که پیروزی را از طریق ظلم دست آورم نه به خدا سوگند چنین کاری را نخواهم کرد. (10)


پی نوشت ها:
1- یکی از فضلا و اساتید معاصر، اینجا را چنین ترجمه کرده اند: «پس چون شتر گر گرفته، از رنج آن ناله برآورد.» «مجموعه ی مقالات» / 109 .
2- استاد مذکور، این قسمت را چنین ترجمه کرده اند: «زنان گم کرده فرزند، تو را کم بینند.»
3- نهج البلاغه، صبحی صالح/ 346-347، خطبه ی 224.
4- «بیدارگران اقالیم قبله» / 241-215. نقل از «بحارالانوار»، ج 114/41.
5- «نهج البلاغه» فیض الاسلام ص 862، با تصرف و تغییر در تحریر.
6- بحارالانوار جلد 41 صفحه 105.
7- الامام علی بن ابیطالب علیه السلام صفحه 500.
8- بحارالانوار جلد 41 صفحه 104.
9- امالی شیخ طوسی، صفحه 257.
10- بحارالانوار جلد 41 صفحه 109.
منبع:حضرت علی علیه السلام و نهی از منکر