درباره دجال چه می‌دانید؟ 


 
همان گونه که از ریشه لغت (دجال) از یک سو و از منابع حدیث از سوى دیگر استفاده مى شود، دجال منحصر به فرد معینى نیست، بلکه عنوانى است کلى براى افراد پرتزویر و حیله گر که براى کشیدن توده هاى مردم به دنبال خود از هر وسیله اى استفاده مى کنند.
آیا حضرت مهدى از زمان ظهور خویش آگاهى دارد؟

با توجه به این مسئله که امامان معصوم -علیهم السلام - از عالم غیبت خبر دارند و در مواقع نیاز و ضرورت مطالب و حقایقى را دریافت مى کنند، مى توان گفت که خداوند از این طریق هنگامه ظهور را به مهدى موعود (عجل الله فرجه) الهام مى فرماید: چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: (امامى از ما غایب مى شود، پس چون خداوند اراده کند که او را آشکار و ظاهر گرداند، اثرى در دل وى پدید مى آید، پس به این گونه به امر پروردگار ظاهر مى گردد). (مهدى موعود، ترجمه ونگارش على دوانى، ص 262)

دجال منحصر به فرد معینى نیست، بلکه عنوانى است کلى براى افراد پرتزویر و حیله گر که براى کشیدن توده هاى مردم به دنبال خود از هر وسیله اى استفاده مى کنند، چنانکه پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده است: (هر پیامبرى بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نیز شما را بر حذر مى دارم

علاوه بر این؛ در روایتى از امام صادق (علیه السلام) آمده است: (خداوند، قبل از وفات پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) مکتوبى بر او نازل کرد وفرمود: اى محمد! این است وصیت من به سوى نجیبان وبرگزیدگان از خاندانت. پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) گفت: اى جبرئیل! نجیبان چه کسانى هستند؟ فرمود: على بن ابیطالب و اولادش علیهم السلام. بر آن مکتوب چند مهر از طلا بود، پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) آن را به امیر المؤمنین (علیه السلام) داد و دستور فرمود: که یک مهر آن را بگشاید و به آنچه در آن است عمل کند، امیر المؤمنین (علیه السلام) یک مهر را گشود و به آن عمل کرد، سپس آن را به پسرش حسن (علیه السلام) داد، او هم یک مهر را گشود، و به آن عمل کرد، و... و همچنین امام موسى بن جعفر به امام بعد از خود مى دهد، و تا قیام حضرت مهدى (علیه السلام) این چنین ادامه دارد). (اصول کافى مرحوم کلینى، ج 1، ص 280.)

از این جهت بعید نیست که امام غایب (عجل الله فرجه) زمان وقت ظهور خویش را توسط این وصیت مکتوبى که به عنوان دستور العمل نزد ایشان است مطلع شود. و اى بسا از جانب پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان معصوم علیهم السلام، علایمى را براى حضرتش معین کرده باشند و با ظهور آن علایم، امام به وقت ظهورش آگاه شود. چنان که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرموده است: (هنگامى که موقع ظهور مهدى (عجل الله فرجه) شود، خداى تعالى، شمشیر و پرچم او را به صدا درآورده و مى گویند: اى دوست خدا! به پا خیز و دشمنان خدا را به قتل برسان). (بحار الانوار، ج 52، ص 311)
دجال کیست؟

یکى از علایم ظهور آن حضرت که در بعضى روایات از نشانه هاى حتمى شمرده شده، خروج شخصى به نام (دجال) است. وى یک طاغوت پر تزویر و حیله گر است که عده بسیارى را به دنبال خود مى کشد.

ما در اینجا دجال و خصوصیات و ویژگی هایش را مورد بررسى قرار مى دهیم. در روایات براى او صفات گوناگون و عجیبى ذکر شده است که با هم مى خوانیم:

حتمى بودن خروج او: امیر المؤمنین (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل مى کند که فرمود: (پیش از قیامت ده امر حتمى واقع مى شود: خروج سفیانى، دجال، دود، دابه الارض، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسى، فرورفتن در مشرق جزیره العرب، بیرون آمدن آتشى از قعر یمن که مردم را به محشر براند).(1)

نام و نسب او: عده اى گویند که نام دجال صائد بن صید یا ابن صیاد است، و برخى مخالف راى ایشان را گفته اند. در کتابهاى لغت، دجال، به معنى کذاب است، و فعل آن را به معنى (آب طلا وآب نقره دادن) نوشته اند. دجال را در زبان هاى فرانسه و انگلیسى، (آنتى کریست) نامیده اند که به معنى دشمن و ضد مسیح است.(2)

خصوصیات فردى او: حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) مى فرماید: (او چشم راست ندارد، وچشم دیگرش در پیشانى اوست، و مانند ستاره صبح مى درخشد، چیزى در چشم اوست که گویى آمیخته به خون است. وى در یک قحطى سختى مى آید، و بر الاغ سفیدى سوار است.)...(3)

و در صحیح مسلم در کلام رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) دجال چنین توصیف شده است: (او مردى چاق، سرخ رو، با موى سرمجعد، واعوراست، چشمش همچون دانه انگورى است که بر روى آب قرار گرفته باشد).(4)

عقیده او: امیر المؤمنین (علیه السلام) مى فرماید: (او با صداى بلندى فریاد مى زند که بین مشرق و مغرب، صدایش را جن وانس وشیاطین مى شنوند (به فرض صحت روایت، ممکن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد) و مى گوید: اى دوستان من! به سوى من آیید. من هستم کسى که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر کرده وهدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم).(5)

مکان خروج: امیر المؤمنین (علیه السلام) مى فرماید: (او از شهرى که آن را اصفهان مى گویند وقریه اى که معروف به (یهودیه) است بیرون مى آید).(6)

مرگ او: رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید: (دجال در امت من بیرون مى شود در چهل روز، پس خداوند عیسى بن مریم را مامور مى کند او را طلب مى کند واز بین مى برد).(7)

و امیر المؤمنین (علیه السلام) ضمن یک خطبه طولانى فرمود: (مهدى (علیه السلام) با یارانش از مکه به بیت المقدس مى آیند، و در آن مکان بین آن حضرت با دجال و ارتش او، جنگ واقع مى شود، دجال و ارتش او مفتضحانه شکست مى خورند، به طورى که از اول تا آخر آنها به هلاکت مى رسند و دنیا آباد مى شود و حضرت مهدى (علیه السلام) عدالت و قسط را در جهان به پا مى دارد، و طبق روایتى آن حضرت دجال را در کناسه کوفه به دار مى زند).(8)

بعضى از علماء چون شیخ صدوق رحمه الله علیه - با استناد به پاره اى از روایات از جمله روایت امیر المؤمنین (علیه السلام) - معتقدند که غرض و هدف الهى، بر این تعلق گرفته است که دجال زنده باشد و کسى نتواند او را بکشد تا دجال آینده باشد.(9)

محدث قمى (رحمة الله علیه) گوید: در روایت ابو امامه است که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: (هر مؤمنى که دجال را ببیند آب دهان خود را بر روى او بیندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند. چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر قائم (علیه السلام) جنگ واقع شود، بالاخره آن ملعون به دست مبارک حضرت حجت (علیه السلام) یا به دست عیسى بن مریم (علیهما السلام) کشته شود).(10)

توجه به این مسئله که امامان معصوم -علیهم السلام - از عالم غیبت خبر دارند و در مواقع نیاز و ضرورت مطالب و حقایقى را دریافت مى کنند، مى توان گفت که خداوند از این طریق هنگامه ظهور را به مهدى موعود (عجل الله فرجه) الهام مى فرماید: چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود: (امامى از ما غایب مى شود، پس چون خداوند اراده کند که او را آشکار و ظاهر گرداند، اثرى در دل وى پدید مى آید، پس به این گونه به امر پروردگار ظاهر مى گردد).

البته عقیده شیعه بر این است که امام مهدى (علیه السلام) است که دجال را مى کشد، نه عیسى.

با توجه به خصوصیاتى که ذکر شد و در بعضى موارد با هم اختلاف دارند، بعضى معتقدند:

همان گونه که از ریشه لغت (دجال) از یک سو و از منابع حدیث از سوى دیگر استفاده مى شود، دجال منحصر به فرد معینى نیست، بلکه عنوانى است کلى براى افراد پرتزویر و حیله گر که براى کشیدن توده هاى مردم به دنبال خود از هر وسیله اى استفاده مى کنند، چنانکه پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله و سلم) فرموده است: (هر پیامبرى بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجال بر حذر داشت و من نیز شما را بر حذر مى دارم).(11)

ممکن است که این نظر درست باشد، چون اگر از مفاهیم رمزى و کفایى روایات مورد بحث صرف نظر کنیم، بیشتر آنها از نظر ضوابط سندى، اخبار واحدى مى باشند که چندان معتبر نیستند.

پی نوشت ها:

(1) اثبات الهداه، شیخ حر عاملى، ج 7، ص 405.

(2) مهدى موعود، ترجمه ونگارش على دوانى، ص 972.

(3) همان ماخذ، ص 965.

(4) صحیح بخارى، ج 9، باب 1094، ح 1947.

(5) مهدى موعود، ترجمه ونگارش على دوانى، ص 965.

(6) همان ماخذ.

(7) صحیح مسلم، با شرح نووى، ج 18، ص 65.

(8) اثبات الهداه، شیخ حر عاملى، ج 7، ص 239.

(9) کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص 529.

(10) منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، ج 2، ص 336.

(11) صحیح ترمذى، باب ماجاء فى الدجال، ص 42.

منابع:

یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان ـ علیرضا رجالى تهرانى

سایت تعلیمات اسلامی واشنگتن

اثبات الهداه، شیخ حر عاملى، ج 7

کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق

منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، ج 2

صحیح بخارى، ج 9