زیارت به هوای کدام شفاعت؟ 


 

بی گمان یکی از انگیزه های زیارت برای بسیاری از زائران، دست یابی به فیض بزرگ «شفاعت» از سوی امام معصوم(ع) است. زائر آرزو دارد که مورد شفاعت امام قرار گیرد و در روز رستاخیز بر اثر این شفاعت، همه کاستی های اخلاقی و رفتاری او جبران شود و به بهشت ابدی راه یابد، ولی آیا شفاعت اهل بیت(ع) بدون ضابطه و به دور از قانون و تنها بر آمده از التماس و گریه زائر است یا اینکه موضوع مهم شفاعت، بر اساس ضابطه ای درست و قانون عقلانی صحیح، استوار است؟

استاد شهید مرتضی مطهری پاسخ این پرسش را این گونه داده است: «تأثیر پول و پارتی و زور در یک اجتماعی، نشانه ناتوانی و ضعف قانون در آن اجتماع است. وقتی قانون ضعیف باشد، بر قدرتمندان و پول داران نمی تواند چیره گردد و سطوت خود را فقط به ضعفا نشان می دهد. قانون ضعیف، مجرمین ضعیف را به تله می اندازد و به پای میز مجازات می کشاند، ولی از تله انداختن زورمندان مجرم عاجز می ماند. قرآن کریم، مقررات الهی را قوانین نیرومند و قوی معرفی می کند و تأثیر «پول» و «پارتی» و «زور» را در محکمه عدل الهی، منتفی می داند و به صراحت می فرماید:

وَ اتّقُوا یوْمًا لا تَجْزی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیئًا وَ لا یقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ ینْصَرُونَ. (بقره: 48)

پروا داشته باشید از روزی که هیچ کس چیزی [از عذاب خدا] را از کسی دفع نمی کند، و نه از او شفاعتی پذیرفته، و نه به جای وی [پولی به عنوان] بدل گرفته می شود و نه یاری خواهد شد.

یعنی نظام جهان آخرت مانند نظام اجتماعی بشر نیست که گاهی انسان برای فرار از قانون به پارتی یا پول متوسل شود و گاهی قوم و عشیره خود را به کمک بطلبد و آنان در برابر مجریان قانون، اِعمال قدرت کنند... در نظام آخرت، شفاعت از قانونی خاص برخوردار بوده و نظام مند است و با گریه و التماس و اعتقاد بدون عمل، به دست نخواهد آمد. حقیقت این است که شفاعت اقسامی دارد که برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد، و با هیچ زیارت و توسلی نمی توان آن را به دست آورد، ولی برخی نیز صحیح و عادلانه است و وجود دارد. شفاعت غلط، بر هم زننده قانون و ضد آن است، ولی شفاعت صحیح، نگهبان و تأییدکننده قانون است. شفاعت غلط آن است که کسی بخواهد از راه پارتی بازی جلوی اجرای قانون را بگیرد.

بر حسب چنین تصوری از شفاعت، مجرم برخلاف خواست قانون گذار و برخلاف هدف قوانین اقدام می کند، و از راه توسل به پارتی بر اراده قانون گذار و هدف قانون چیره می شود. این گونه شفاعت در دنیا ظلم است و در آخرت، غیر ممکن. شفاعت صحیح، نوعی دیگر از شفاعت است که در آن نه استثنا و تبعیض وجود دارد و نه نقض قوانین، و نه مستلزم غلبه بر اراده قانون گذار است. به هر حال نوع نادرست شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است، این است که گناه کار، بتواند وسیله ای برانگیزد و به واسطه آن از نفوذ حکم الهی جلوگیری کند، درست همان گونه که در پارتی بازی های اجتماعات منحط بشری، تحقق دارد.

بسیاری از مردم که به زیارت می روند و چشم داشت شفاعت از امام دارند، می پندارند که امامان معصوم(ع) متنفذهایی هستند که در دستگاه خداوند اِعمال نفوذ می کنند، اراده خدا را تغییر می دهند و قانون را نقض می کنند، در حالی که آنان تنها بر اساس ضوابط حاکم بر دستگاه اراده الهی، اقدام به شفاعت می کنند، شفاعتی که معیار اصلی آن، همراه بودن عمل با باورها و مجاهده شخصی است، نه فقط زیارت و توسل به امام معصوم(ع)».1

امام خمینی رحمه الله نیز در این باره می فرماید:

مغرور گول شیطان مباش و فریب نفس اماره را مخور که مکر آنها بسیار دقیق است... گاهی انسان را به وعده شفاعت شافعین(ع) از ساحت قدس آنها دور و از شفاعت آنها مهجور می نمایند؛ زیرا فرو رفتن در گناهان، کم کم قلب را سیاه و تاریک می کند و انسان را به سوء عاقبت دچار می نماید. اگر انسان طمع شفاعت دارد باید در این جهان با سعی و کوشش، رابطه میان خود و شفعای خود را حفظ کند و اندکی در حال شافعان محشر، تفکر کند که حال آنها در عبادت و ریاضت به کجا رسیده بود. بر فرض که شما با ایمان از دنیا بروید، اما اگر بار گناهان و مظالم، سنگین باشد ممکن است در عذاب های گوناگون برزخ و قبر از شما شفاعت نشود، چنانچه از حضرت صادق(ع) منقول است که «برزخ با خود شماست».

و عذاب های برزخ، طرف قیاس با عذاب های این جهان نیست، و طول مدت برزخ را جز خدا کسی نداند، شاید میلیون ها سال طول بکشد و ممکن است در قیامت نیز پس از مدت های طولانی و عذاب های گوناگون طاقت فرسا، شفاعت نصیب ما شود. پس باید مراتب بود که غرور شیطان، انسان را از عمل صالح باز ندارد و موجب نشود که انسان یا بی ایمان یا با بارهای سنگین از دنیا برود و به شقاوت و بدبختی گرفتار گردد.2   

1. نک: مرتضی مطهری، عدل الهی، صص 221، 223 و 224.

2. روح الله موسوی خمینی، آداب الصلوة، ص36.

نشانه های زیارت مقبول

این گونه نیست که هر زیارتی به درجه قبول برسد. گاهی برخی زیارت ها نامقبول افتاده و برای زائر، جز رنج جسمی، بهره ای دیگر نصیب نمی شود؛ اما از کجا می توان پی برد که چه زیارتی به درجه قبول رسیده و کدام زیارت پذیرفته نشده است. عالمان و بزرگان، نشانه های زیارت مقبول را چنین بازگو کرده اند: «اگر زائر، تغییری در حال خود احساس کرد، بفهمد که آن ذوات نورانی با او سخن گفته اند. در غیر این صورت، بدان که زیارت او بی روح بوده، و چنین زیارتی، گرچه بی ثواب نیست، لیکن از لحاظ باطن، مانند ترک زیارت است و برای محروم نماندن از چنین فیض عظیمی باید، تضرع کرد و با گریه و زاری، دست یافت».1

صاحب جواهر به نقل از شهید اول در کتاب دروس نقل می کند که ایشان فرمود: «سزاوار است که زائر، بعد از زیارت، بهتر از قبل شده باشد؛ چرا که زیارت، آن گاه که مورد قبول واقع شود، سبب ریختن گناهان می شود».2 

1. آیت الله جوادی آملی، صهبای حج، صص 517 و 518.

2. جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج20، صص 102و 103.

فصل دوم: بایسته ها و آداب زیارت

1. زیارت عارفانه

ارزش معنوی هر کاری به اندازه معرفت درباره آن کار است. بر این اساس، هر اندازه معرفت در کاری بیشتر باشد، ارزش و اهمیت آن فزون تر خواهد بود. عمل بدون معرفت، عملی طوطی وار و کورکورانه است و ارزش چندانی نخواهد داشت. از این رهگذر معرفت مزور و آگاهی از منزلت او مورد سفارش و تأکید بسیاری از روایات است. از امام کاظم(ع) روایت شده است که: «هر کس امام رضا(ع) را [که در شهر غربت از دنیا می رود] زیارت کند، در حالی که تسلیم امر او و عارف به حقش باشد، در پیشگاه الهی از منزلت شهدای بدر برخوردار است».1

«راز اینکه اهل بیت(ع) سفارش کرده اند که زیارت زائر با معرفت باشد آن است که آنچه مایه کمال زیارت می شود، معرفت و شناخت مقام و موقعیت مزور است، نه اعمالی بی روح و همراه با غفلت، همانند بوسیدن صِرف و ناآگاهانه ضریح یا در و دیوار و گردش کورکورانه در اطراف ضریح، تماشای آثار هنری، شمارش ستون ها، چراغ ها، شمعدان ها، درها، پنجره ها و.... این کارها به سیاحت شباهت بیشتری دارد تا زیارت. ثواب های اخروی و آثار دنیوی که در روایات آمده، بر زیارت واقعی، مترتب است؛ یعنی جایی که ارتباط قلبی با مزور برقرار و منشأ تحول در زائر شود، نه بر سیاحت و زیارت جسمی و صوری».2

مرحوم فیض کاشانی می فرماید:

منشأ اختلاف اخبار وارده در مقدار فضل و ثواب زیارت که برخی از روایات، معادل یک حج و عمره و برخی معادل بیست حج و بیست عمره یا صد حج و عمره یا هزار حج و عمره دانسته، یا ثواب های مختلف دیگری را ذکر کرده اند، بعضاً به جهت اختلاف در معرفت نسبت به امام و زیارت یا معرفت نسبت به حق و حرکت ائمّه(ع) است، و بعضاً ناشی از درجات اخلاص در نیت است.3

بَزنطی می گوید:

در نامه حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) خواندم که فرمود: «این پیام را به شیعیان ما برسانید که زیارت من در پیشگاه الهی با هزار حج برابری می کند.» [تعجب کردم، ازاین رو] به امام جواد(ع) گفتم: «واقعاً با هزار حج برابری می کند؟ فرمود: «آری به خدا سوگند با هزارهزار [یک میلیون] حج برابری می کند، [لیکن] برای کسی که همراه با معرفت زیارتش کند».4

روزی امام صادق(ع) از فضیلت زیارت عارفانه امام رضا(ع) سخن گفت: حمزة بن حمران پرسید: قربانت گردم، منظور از معرفت حق او چیست؟ فرمود: «اینکه بدانی او واجب الاطاعه، غریب و شهید است [و برای تبلیغ دین، هدایت مردم و پایداری و استقامت در راه حق، غریبانه به شهادت رسیده است».5

معرفت درباره امام رضا(ع) برآمده از مؤلفه هایی است که از جمله آنها، آگاهی از علم امام است. به عبارت دیگر، از اصلی ترین شرط رسیدن به معرفت امام هشتم آن است که بدانیم حضرت دریای بی پایان علم است و هیچ گاه از چیزی بی خبر نیست. اباصلت هروی از یاران نزدیک امام رضا(ع) می گوید: «من از علی بن موسی الرضا(ع) عالِم تر ندیدم و هیچ عالمی نیز او را ندید، مگر اینکه همانند من به اعلم بودن او شهادت داد. مأمون در مجلس های متعدد، جماعتی از علمای ادیان و فقها و متکلمین را جمع کرد تا با آن حضرت، مباحثه علمی کنند، ولی امام رضا(ع) بر همه آنها غلبه کرد، و همگی بر فضیلت او و برتری او و کوچکی خویش، اقرار نمودند».6

اباصلت همچنین می گوید: «از موسی بن جعفر(ع) شنیدم که فرمود: پدرم موسی بن جعفر(ع) به پسران خود می فرمود: که ای فرزندان من، برادر شما علی بن موسی الرضا(ع) عالِم آل محمد است. معالم دین خود را از او سؤال کنید و فرمایش های او را حفظ کنید، که من از پدرم جعفر بن محمد، بارها شنیدم که می فرمود: عالِم آل محمد در صُلب توست و همانا که او هم نام امیرالمؤمنین علی(ع) است».7

محدث بحرانی به نقل از شیخ صدوق روایت می کند که شنیدم ابراهیم بن عباس گفت: «هرگز ندیدم از امام رضا(ع) درباره چیزی پرسیده شود، مگر آنکه پاسخ آن را می دانست. و من عالِم تر از او ندیدم و بارها مأمون به قصد امتحان، از آن حضرت از هر چیزی می پرسید ایشان به همه آنها پاسخ می داد و [شگفت آنکه] آن حضرت همه جواب هایش را از قرآن استفاده می نمود».8

اباصلت هروی می گوید: «از امام رضا(ع) شنیدم که فرمود: من در روضه منوّره نبوی می نشستم و علما و دانشمندان در مدینه، بسیار بودند و هرگاه از پاسخ به مسئله ای ناتوان می شدند، به من رجوع می دادند و مسائل مشکل خود را برای من می فرستادند و من پاسخ می گفتم».9

«روزی مأمون آن حضرت را به حضور طلبید و همه فقها و اهل کلام را نیز جمع کرده بود. آن گاه از آن حضرت پرسید: ادعای امامت، چگونه ثابت می شود؟ فرمود: با دلیل. پرسید: دلیل امامت چیست؟ فرمود: علم امام و مستجاب الدعوه بودن او».10     

1. بحارالانوار، ج98، ص2.

2. ادب فنای مقربان، ج1، صص 42 و 43.

3. مرتضی جوادی، فلسفه زیارت، ص148، به نقل از: الوافی، ج14، ص1483.

4. بحارالانوار، ج99، ص33.

5. همان، ص35.

6. منتهی الآمال، ص1022.

7. همان، صص 1022 و 1023.

8. سید هاشم بحرانی، حلیه الابرار، ج2، ص298.

9. همان، ص300.

10. همان، ص299.

2. زیارت توحیدمحورانه

اعجاز، کرامت فراوان، گره گشایی و رفع مشکلات زائر از سوی امام موجب می شود بسیاری از زائران، امام را در انجام این امور، مستقل پنداشته، از مشیت و خواست خداوند، و اینکه بی اراده پروردگار، حتی از دست امام نیز کاری ساخته نیست، غافل شده و در نتیجه، زیارت آنها آمیخته با شرک شود. این در حالی است که امام رضا(ع) تأکید فراوانی بر توحید داشته و از آن به نام «اصل و ریشه معرفت خدا» یاد کرده است، چنان که از آن حضرت در این باره آمده است که: «اَصلُ مَعْرِفَة الله توحید؛ ریشه معرفت، توحید پروردگار است».1

علامه مصطفوی در شرح این سخن امام می نویسد:

حقیقت بندگی که تذلّل و اطاعت است، بدون حصول معرفت، صورت نمی پذیرد؛ چراکه تا انسان به مقام عظمت و بزرگواری و جلال کسی، شناسایی پیدا نکند، تذلل و اطاعت نیز صورت نخواهد پذیرفت و اما معرفت نیز ریشه و پایه اش توحید پروردگار است و تا این اصل، ثابت و پا بر جا نشود، نمی توان بر روی آن، بنایی درست کرد و کسی که در مقام توحید، استوار نبوده و آشکارا یا پنهانی به غیر خداوند، توجه می کند، و غیر او را حتی اگر امام معصوم(ع) باشد، مستقل در گره گشایی و اجابت دعاها بداند و در زیارت او از خدا غافل شود، هنوز پایه معرفت او محکم و پا بر جا نشده و در نتیجه ـ در حقیقت ـ معرفتی برای او حاصل نگشته است.2

در حقیقت، پیام اصلی حدیث «سلسله الذهب» که از امام رضا(ع) درباره اهمیت فوق العاده «لااله الاالله» و اینکه دژ پروردگار است، وارد شده است، توحیدمحوری و تنها، خداوند را همه کاره هستی دانستن است. آن حضرت، در حقیقت با این حدیث، همگان را به اصل مهم «توحید» فرا خوانده و از اینکه بنده او را در عرض پروردگار قرار دهد، بازداشته است. شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) می گوید: «حسین بن احمد نقل می کند که از جدّم شنیدم که می گفت از پدرم شنیدم که می گفت: در زمان سلطنت مأمون، آن گاه که حضرت علی بن موسی الرضا وارد نیشابور شد، من در حوائج و خدمات او کمر بستم، و تا زمانی که در آنجا بود، به خدمت گزاری او مشغول بودم. و چون از آنجا به قصد مرو بیرون رفت تا سرخس او را مشایعت کردم و می خواستم تا مرو او را مشایعت کنم که سر مبارک خود را از کجاوه بیرون کرد و به من فرمود: «ای عبدالله! تو به راه حق و صواب رسیده ای و با پایداری، آنچه از حق من که بر تو واجب بود به جا آوردی، پس برگرد، که مشایعت را اندازه و نهایتی نیست.» عرض کردم: به حق مصطفی و مرتضی و زهرا حدیثی برای من بفرما که سبب شفای قلبم شود تا برگردم. فرمود: «حدیث کرد مرا پدرم از جدّم از پدرش که از پدر بزرگوارش شنیده بود و می فرمود که از پدر بزرگوارش شنیده بود که می فرمود از پدر بزرگوارم علی بن ابی طالب شنیدم که فرمود از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: لااله الاالله، اسم من است. هر کس این کلمه را از روی اخلاص قلبی بگوید، در قلعه من داخل شود، و هر که در قلعه من داخل شود، از عذاب من ایمن است».3           

1. شیخ صدوق، التوحید، ص36.

2. علامه حسن مصطفوی، رساله معرفت الله در ترجمه و شرح خطبه ای از خلیفه الله امام علی بن موسی الرضا7، صص 23 و 24.

3. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا7، ص759.

3. زیارت خاشعانه

نشانه برقرار شدن ارتباط روحی با مزور، خشوع قلبی است. زائر در صورتی می تواند، به بازدهی زیارت خویش و دریافت فیض معنوی از روح مزور امیدوار باشد که قلبش خاشع باشد و در برابر مزور، احساس فروتنی کند. ملا مهدی نراقی می نویسد: «ادب های باطنی زیارت را مراعات کن! و بدان که شایسته است به هنگام حضور یافت نزد امام، جلالت شأن و عظمت مقام او را دریابی، سپس در قلبت، آنچه را که مناسب آن است از خشوع و تعظیم و اجلال و خوف و حزن و همانند آنها، به وجود آوری».1

«بی گمان از جمله آداب زیارت، داشتن خضوع و خشوع به هنگام زیارت است.» «خشوع»، حالتی قلبی و روانی است که از معرفت و محبت نسبت به یک مقام و شخصیت در دل ایجاد می شود. تأثیر عظمت او در قلب، حالتی را پدید می آورد که رعایت احترام ظاهر را در پی دارد. حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، سخن گفتن، وارد و خارج شدن، همه تحت تأثیر آن حالت درونی است. در حقیقت، هرچه معرفت نسبت به مقام پیشوایی چون امام رضا(ع) زیادتر باشد، خشوع دل هم عمیق تر و بیشتر است و رعایت ادب و خضوع ظاهری هم افزون تر خواهد بود. اینکه بعضی هنگام خروج از حرم، عقب عقب می روند و حاضر نیستند پشت به ضریح کنند و بیرون روند، جلوه ای از همین خضوع و ادب ظاهری است که ریشه در خشوع قلبی دارد. به علاوه، وقتی تربت پاک و مطهر ولی خدا مقدس است، به تناسب قداست مکان و جایگاه، زائر باید شئون آنجا را رعایت کند. خداوند به حضرت موسی(ع) فرمان می دهد که: «ای موسی تو در وادی مقدس طور هستی، کفش هایت را درآور.» (طه: 11) همین نکته سبب شده است که بزرگان در توصیه های خود به بیرون آوردن کفش در حریم قدس، زیارتگاه ها تأکید کنند؛ چرا که از نشانه های خشوع قلبی، در آوردن کفش از پا به هنگام زیارت است».2

شیخ عباس قمی می نویسد:

بایسته است که زائر، سعی در تحصیل رقّت قلب و سوزش دل و خشوع قلب نماید، که این امر بر اثر اندیشه در عظمت و جلالت شأن صاحبان مرقد منور، حاصل می شود، و اینکه زائر باور نماید امام، ایستادن او را می بیند و کلام او را می شنود و سلام او را جواب می دهد. همچنین عامل دیگری که در ایجاد خشوع، اثرگذار است، تدبّر در محبت و لطف و فریادرسی امام معصوم(ع) نسبت به شیعیان و زائران خود می باشد.

اگر زائر به درستی این زمینه ها را در خود آماده نماید، قلبش هراسان و چشمش گریان می شود، و به حقیقت خشوع دست می یابد و شایسته است که زائر توجه نماید که قلب غافل و محروم از خشوع، شایستگی دریافت رحمت خداوند را ندارد؛ که در این صورت زیارتش همانند جسدی بی روح و لفظی بی معنا می شود و بهره او از زیارت، تنها خستگی جسمانی می باشد.3

همچنین صاحب جواهر در این باره می نویسد:

مستحب است که زیارت، همراه با خضوع و خشوع باشد، و زائر با لباس نو و یا لباسی شسته شده و پاکیزه به زیارت مزور برود. و اینکه قبل از ورود به صحن حرم، دَم در بایست و دعا بخواند و اجازه ورود بگیرد و گفته شده است که اگر در دل خویش حالت خشوع پیدا نمود، داخل شود، و در غیر این صورت بهتر آن است که زیارت را تا زمان حاصل شدن خشوع قلبی به تأخیر اندازد؛ چراکه غرض از زیارت، حضور قلب است تا در پی آن، رحمت الهی بر او نازل شود.4   

1. علامه مهدی نراقی، جامع السعادات، ترجمه: کریم فیضی، ج2، ص740.

2. فرهنگ زیارت، ص344.

3. فلسفه زیارت، صص 190 و 191؛ به نقل از: شیخ عباس قمی، هدیة الزائرین، ص21.

4. جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج20، ص101.

4. زیارت آداب مندانه

رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد، مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و...، که شناخت و مراعات آنها، آن عمل را موفقیت آمیز می سازد و عامل را به هدف نزدیک تر می کند. از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است که مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد و هم زائر را در دستاوردهای معنوی زیارت کامیاب تر می سازد و تربیت کننده است و مایه ارتباط روحی بهتر. این آداب، برخی ظاهری است و برخی باطنی، که بی شک همان آداب ظاهری هم به آداب باطنی و ایجاد خشوع و توجه قلبی کمک می کند.1

صاحب جواهر در سفارش به حفظ آداب زیارت و در مقام برشماری برخی از آداب آن می نویسد:

سزاوار است که زائر به هنگام زیارت، حالت تضرع داشته باشد و از خداوند بخواهد که به حق صاحب قبر، او را مورد شفاعتش قرار دهد و بایسته است که فراوان دعا و زاری نماید. نیز شایسته است که زائر در کنار قبر امام معصوم(ع)، زیارت نامه و پس از آن، نماز زیارت بخواند و اگر اطراف قبر شریف، ازدحام جمعیت است، نماز زیارت را بیرون بخواند [تا برای زوار دیگر مزاحمتی ایجاد نشود.] و سزاوار است پس از خواندن زیارت نامه و نماز زیارت، دعا کند و آنکه تلاوت قرآن نماید و ثوابش را به روح مزور، اهدا نماید و در همه این حالات، حضور قلب داشته باشد، و از گناهان خود توبه و استغفار نماید و آن گاه که می خواهد خارج شود، عقب عقب بیرون آید تا پشت او به ضریح مطهر نشود و نیز سزاوار است که پولی نیز به خدمت کاران حرم بدهد، و آنها را گرامی بدارد؛ چراکه گرامی داشت آنان به منزله گرامی داشت مزور می باشد.2

از جمله آداب زیارت، رعایت آرامش و وقار ظاهری است که نشانه طمأنینه درونی است. بی گمان رفتار شتاب زده، گویای باطن آشفته و نابسامان است. در توصیه های مربوط به زیارت آمده است: «با وقار و آرامش راه بروید، قدم ها را کوچک بردارید، حالت طمأنینه داشته باشید و با حالت ذکر و تسبیح و تکبیر، وارد حرم و مزار شوید. اینها جهت شکلی و آداب ظاهری است که در باطن و درون زائر هم اثر می گذارد».3

از آداب زیارت، پوشیدن جامه نو و لباس تمیز و استفاده از عطر است. در روایات، هم بر «لباس نو» تأکید شده و هم بر «لباس پاکیزه». از آنجا که حالت روحی و جسمی و ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر دارد، نوع لباس و وضع ظاهر زائر، در پدید آوردن حال مناسب روحی و ایجاد نشاط معنوی، اثرگذار است. لباس تمیز و نو نیز همین اثر روحی را دارد. به علاوه، بخشی از احترام به شخصیتی که به دیدارش می رویم، در آراستگی ظاهر و مرتب و معطر بودن لباس و سر و وضع، جلوه می کند.4

بنابراین، یکی از مهم ترین ارکان زیارت، توجه به آداب و رعایت حدود آن است. روشن است که رعایت آداب زیارت، هم از جهت فراگیری و دریافت بهتر حقایق نهفته زیارت، و هم از نظر عمل و انجام آن، اثرگذار بوده است و سبب بهره برداری فراوانی خواهد شد. توجه به حدود و آداب زیارت، در تحقق صحیح و ارتباط مطمئن با مزور نقش اساسی و تأثیر جدی دارد. ازاین رو، با توجه به اهداف و مقاصد عالی که زائر در زیارت دارد و همچنین رعایت آداب آن، احساس حضور و حَظِّ تشرف در محضر مزور، بیشتر آشکار می شود. از این رهگذر، نادیده گرفتن آداب و بی توجهی به آن، بی شک مجال ارتباط و حضور را تنگ می کند و سبب می شود حَظ ظهور و حسّ حضور معصوم به درستی حاصل نشود.5           

1. فرهنگ زیارت، ص335.

2. جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج20، ص102.

3. فرهنگ زیارت، ص342.

4. همان، صص 341 و 342.

5. فلسفه زیارت و آیین آن، صص 179 و 180.

5. زیارت خالصانه

به سبب گران بهایی فوق العاده گوهر «اخلاص» و دشواری فراوان دست یابی به آن، در حدیث نبوی، از آن به «سرّی از اسرار الهی» تعبیر شده است؛ سرّی که خداوند، تنها در قلب کسانی که دوستشان دارد، به ودیعه می گذارد: «اِلاخْلاصُ سِرٌّ مِنْ اَسراری اِستَودَعْتُهُ قَلبَ مَنْ اَحبَبتُ مِن عِبادی؛ اخلاص، سری از اسرار من است که آن را [تنها] در قلب کسی که دوستش دارم به ودیعه می گذارم».1

در حقیقت، تأکید فراوان آیات و روایات درباره اخلاص، ریشه در اهمیت فراوان آن دارد و اینکه اخلاص در کارها، دشوار است و تنها در دسترس اندکی از انسان ها قرار می گیرد. امام راحل رحمه الله می فرماید: «باید دانست که خالص نمودن نیت از تمام مراتب ریا و مراقبت و باقی ماندن بر آن، از امور بسیار مشکل و مهم است، بلکه بعضی مراتب آن، جز برای خواص از بندگان الهی، میسر و میسور نیست».2

«مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، چند روز پیش از فوتشان، بعضی ها که خدمت ایشان بودند، گفتند: خیلی ایشان را ناراحت دیدیم، و ایشان گفتند که خلاصه، عمر ما گذشت و ما رفتیم و نتوانستیم خیری برای خودمان از پیش بفرستیم و عملی انجام دهیم. یکی از افرادی که کنار ایشان بود، گفت: آقا! شما دیگر چرا؟! شما الحمدالله این همه آثار خیر از خودتان باقی گذاشتید. این همه شاگرد تربیت کردید. این همه آثار علمی و کتاب از خود به یادگار گذاشتید. مسجد و مدرسه ساختید. آن همه زیارت انجام دادید. شما چرا؟ وقتی این شخص این سخن را گفت، آیت الله بروجردی در جواب، این حدیث قدسی را فرمود: «خَلِّصِ العَمَلَ فَاِنَّ النّاقِدَ بَصیرٌ بصیرٌ؛ کارت را خالص گردان، چراکه حسابرس و نقاد کارها بیناست، بینا.» بعد افزود: چه می گویی؟ عمل را باید خالص انجام داد و تنها برای رضای خدا دست به کار نیک زد».3

باری زیارت را با سیاحت و تفریح آمیختن و انگیزه غیر زیارتی را در نیت، وارد کردن، سبب تضعیف جایگاه زیارت و نقص در میزان تأثیر و ضعف قلمرو آن می شود؛ چراکه تنها در صورت اخلاص و منزه داشتن دل از هر شائبه درونی مانند ریا یا بیرونی مانند سیاحت و تفریح است که میان زائر و مزور پیوند عمیق قلبی برقرار می شود و بین آن دو اتصال فکری و اخلاقی پدید می آید و مایه حضور معنوی در پیشگاه مزور می شود.4

شیخ رجب علی خیاط درباره اخلاص در زیارت می گوید: «اگر برای خدا به زیارت مشرّف شویم و جز رضای خدا در نظر نباشد، امام از آن زائر پذیرایی خواهد کرد. در یکی از سفرها که مشرف شدم، جز رضای خدا نظری نداشتم، حضرت رضا(ع) چنان عنایتی کرد که قابل وصف نیست».5

رشحی از چشمه اخلاص بجوی

وز رُخ جان خود آن چرک بشوی

چیست اخلاص؟ دل از خود کندن

کار خود را به خدا افکندن

نقد دل از همه خالص کردن

روی چون زد به خلاص آوردن

دل به اسباب جهان نادادن

دیده بر حور جنان ننهادن

ساختن از دو جهان، قبله یکی

تافتن روی ز هر وَهم و شکی

گر بری ره به چنین اخلاصی

باشی اندر صف مردان خاصی

خطبه قرب به نام تو بود

جرعه وصل به کام تو بوَد

محرم کعبه اقبال شوی

محرم پرده اِجلال شوی6

1. شهید ثانی، منیة المرید، تحقیق: رضا مختاری، ص133.

2. روح الله موسوی خمینی، چهل حدیث، ص330.

3. شهید مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، صص 372 و373.

4. فلسفه زیارت و آیین آن، صص176 و 177.

5. احمدی ندوشن، فرهنگ تشرف به اماکن زیارتی، ص55، به نقل از: محمد محمدی ری شهری، کیمیای محبت، صص 193 و 194.

6. عبدالرحمان جامی، مثنوی هفت اورنگ، ج1، صص 655 و 656.

6. خواندن زیارت نامه

سخن گفتن زائر در حضور معصوم، ویژگی ممتازی را می طلبد؛ زیرا نه زائر به دیدار انسانی عادی رفته است و نه زیارت، کاری ساده و کم ارج و بهاست. دیدار زائر از مزار، حجت خدا و زبان گشودن به تمجید و ستایش و عرض حال و طرح سؤال، ادبی می طلبد که این ادب، هم در رفتار و سلوک زائر و هم در کلام و متن گفتارش جلوه می کند. در مواجهه با امام معصوم و هنگام تشرف به زیارت مرقد پاک و نورانی ائمه اطهار و اولیای دین، چه باید گفت؟ چه باید خواست؟ چگونه باید شروع کرد؟ با چه تعبیراتی باید ستود؟ چگونه باید آنان را واسطه و شفیع قرار داد؟ با عنوان کردن چه مطلبی می توان رابطه روحی برقرار کرد؟ با بیان چه فضیلتی باید عشق و ارادت را نشان داد؟ چه کلامی می باید گفت که شایسته مقام آنان باشد؟

متنی که به عنوان «زیارت نامه» از زبان امامان برجای مانده، راه گشای چگونگی برقراری ارتباط و شیوه رعایت ادب کلام در برخورد با معصومان است. زیارت نامه های «مأثور» که به نام یک «اثر» از ائمه(ع) نقل شده، راهنمای ماست که امامان را چگونه مورد خطاب قرار دهیم و چه نکاتی را عنوان و زیارت کنیم و چه بخواهیم. گرچه ما می توانیم در زیارت ها، به زبان خویش آنچه را می توانیم در ثنا و ستایش حجت های الهی بیان کنیم، هرگز به پای بیان معصومین نمی رسد؛ زیرا آنان امام شناس تر و به مقامات خویش واقف تر از مایند و آنچه آنان به پیروان خویش تعلیم می دهند که در مزارهای ائمه خوانده شود، عمیق تر، صحیح تر، غنی تر، زیباتر و متعالی تر است.1 آیت الله جوادی آملی می گوید:

زائر گاهی با بیانات خود، کمالات مزور را ترنّم می کند، که این گونه ثناخوانی، فقط بیان گر میزان ارادت زائر، اعلام تولی نسبت به وی و تبّری از دشمنان او، و ابراز احساسات و تعیین موضع وی است، و گاهی از زبان معصوم(ع) ثنا می خواند که اصطلاحاً این گونه زیارت نامه ها را زیارت مأثور می نامند. چنین زیارت نامه هایی نه تنها کیفیت اظهار ارادت و ابراز تولّی و تبّری را می آموزد، بلکه متنی است برای شناخت مزور و آگاهی از منزلت او؛ زیرا هر کس به مقدار معرفت خویش سخن می گوید و کلام هر کسی بیان گر میزان شناخت و آگاهی اوست. زیارت، کلاس درس و مدرسه تعلیم و تربیت و زیارت نامه ها متون آموزشی این کلاس ها و مدرسه هاست. اهل بیت(ع) که همواره به تعلیم و تربیت پیروان حق و بیان حقایق و معارف دین همت داشتند، مباحثی در توحید و صفات الهی، نبوت و پیامبرشناسی، امامت و رهبری، تاریخ زندگی ائمه(ع)، بیان مظلومیت ها و رنج های خویش، افشای ستم های حاکمان جنایت پیشه در برابر حق طلبی یاران عدالت خواه و حقیقت جو، لزوم همگرایی در فکر، موضع، اقدام و عمل و... را در این زیارت نامه ها بیان کرده اند.

در این زیارت نامه ها، اوصاف مزور هنگام سلام دادن تکرار می شود و به ذکر اسم بسنده نمی شود. این از آن جهت است که مرتب شخص مزور برای زائر روشن تر شود و توجه پیدا کند که معشوق و محبوب او برای اعلای کلمه توحید، اِقامه نماز، ادای زکات، اِحیای امر به معروف و نهی از منکر و... چه رنج هایی کشیده است.2

نکته در خور توجه دیگر درباره زیارت نامه ها است، ارزش ادبی و جنبه فصاحت و بلاغت الفاظ آن است. زیارت نامه ها آمیزه ای از دلکشی ساختار و دل افزایی مضمون می باشند که در آن، هم الفاظ، موسیقیایی، آهنگین و مسجَّع است و هم مضامین، ژرف و نغز و پرمغز است. «برخلاف تصور ابتدایی، پس از ژرف بینی و دقت، هر یک از زیارت نامه ها را پرده ای می بینیم رنگارنگ از الفاظ فصیح و تعبیرات بدیع، تشبیهات زیبا و استعارات جذاب و تصویرهای ذوق پسند که ارزش هنری والایی دارد.

گاهی جملات مترادف است و لفظ بر معنی، افزونی دارد، ولی این، مناسب حال و مقام است و شرط بلاغت؛ زیرا زائر باید شناختی جامع و عمیق از مزور تحصیل کند و این جز با شرح یکان یکانِ محامد و مناقب امام صورت نبندد. همچنین زائر مشتاق با دوست سخن می گوید و می خواهد درد دل کند و شرح حال خود را بگوید، و ضمن عرض ارادت، بیان حاجت کند و برای پیروزی در جهاد اکبر یاری طلبد و این جز به تفصیل بیان نشود. افزون بر این، لذت گفتار و مؤانست با محبوب، چنین تکرار و اطنابی را می طلبد، ولی چون نثر، فاخر و تعبیرها، گوناگون و معانی، دلپذیر است، گویی در هر جمله ای مطلبی تازه بیان می شود و هیچ ملالی دست نمی دهد.

تأمّل در ادعیه مأثوره و زیارت های رسیده از خاندان نبوت، آشکارا می رساند از نظر ادبی، شیوا و رسا، نغز و پرمغز، موزون و مسجّع است، به گونه ای که آهنگ عبارات ـ به ویژه اگر بلند خوانده شود ـ ترنم خاصی ایجاد می کند و نوایی خوش می سازد. بنابراین، زیارت سرودی است مذهبی و شعری است آسمانی که با مضامین عالی که دربردارد، خواننده را به معراجی روحانی می برد و حالی ملکوتی به او می بخشد و بدین ترتیب، محتوای معرفت آموز زیارت، در قالبی شایسته و جامی پسندیده ریخته شده که آشامندگان را سرمست دوست می گرداند و لذتی روحانی ـ که چشیدنی است نه گفتنی ـ برایش ایجاد می کند».3 

1. فرهنگ زیارت، صص 283 و 284.

2. ادب فنای مقربان، ج1، صص 37 و 38.

3. شوق دیدار، صص 283 و 284.