وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیةوالنصر:آمین

وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیةوالنصر:آمین

تعجیل امر فرج مولا امام عصر(عج) صلوات

پیوندهای روزانه


سطحی نگری و تئوریزه کردن نافرمانی از ولایت، غدیر را به غیبت ختم کرد!


 

تبیین و تحلیل علل عقب گرد جامعه اسلامی از غدیر به غیبت

برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است؛ نخست اینکه مهم‌ترین مسئله‌ای که در صدر اسلام موجب شد ولایت مداری و عهد بستن با امیرالمومنین علیه السلام  و اطاعت از ایشان نادیده گرفته شود، «نوع نگاه به رسالت» بود. برخی بسیار سطحی نگرانه از کنار رسالت رسول خدا صل الله علیه وآله گذشتند. یعنی تصور کردند همین که رسول خدا(ص)  را دوست داشته باشند و در زمان حیات پیامبر(ص) با ایشان باشند و به سخنان حضرت(ص) گوش فرا دهند، دین‌شان کامل است و مسئولیت دیگری ندارند.

 بسیاری از این افراد دین‌شان بند به شخص رسول الله(ص) بود؛ یعنی تا وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله در میان آنان بودند، ایمان آنها هم پابرجا و استوار بود و وقتی پیامبر_ص) در میان آنها نبود ایمان‌ شان فروکش می کرد. به عنوان مثال در جنگ احد تا زمانی که شایعه کشته شدن رسول خدا صلوات الله علیه وآله در میان نبود، همه خوب می جنگیدند اما همین که شایعه کشته شدن حضرت(ص) پخش شد بسیاری از افراد پا به فرار گذاشتند و حتی گفتند «بهتر است پیش عبدالله بن اُبَی برویم که نزد ابوسفیان برای ما وساطت کند تا به خاطر این مدتی که مسلمان بوده ایم کاری با ما نداشته باشد.» یعنی به یکباره فروغ ایمان در دل آنها از بین می رفت.

 این مسئله خود را در موضوع ولایت و امامت نیز نشان داد. وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» این گروه آمدند و در حضور پیامبر(ص) با امیرالمومنین علیه السلام  بیعت کردند اما بعد، وقتی پیامبر(ص) در بستر بیماری قرار گرفت ارادتی که به ایشان و دین داشتند، کم فروغ شد و به دنبال آن موضوع بیعت با امیرالمومنین علیه السلام  نیز تحت الشعاع قرار گرفت. فلذا وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله بیمار شدند آرام آرام بنای نافرمانی گذاشتند.

 

پیامبر(ص) فرموده بودند همه در سپاه اسامه به جنگ رومیان بروید؛ اما بسیاری از این دستور پیامبر(ص) اطاعت نکردند. چون ایمان آنها بند به شخص (رسول خدا(ص)) بود. ایمان ضعیفی که وقتی پیامبر(ص) رحلت کرد آن هم کم فروغ شد و به جای آن گرایش ها و رقابت های قبیله ای جایگزین شد. و بر اساس همین رقابت ها به این نتیجه رسیدند که  امیرالمومنین علیه السلام جانشین پیامبر(ص) نباشد چرا که رسالت در میان بنی هاشم بود و حالا لازم نبود که جانشینی و ولایت نیز از آن ِ بنی هاشم باشد.

 به عبارت دیگر آنچه که برای آنها به عنوان یک اصل مطرح بود «رقابت های قبیلگی» بود و این که خدا و رسول خدا صل الله علیه وآله چه می خواهند؟، تبدیل به فرع شده بود. «سطحی نگری به اسلام و پدیده رسالت» و عدم توجه به این نکته که پیامبر(ص) یک پیام آور است؛ محبت و اطاعت از ایشان بر ما فرض و واجب است؛ اما مهمتر از شخص ِ ایشان، پیام رسول خدا(ص) ست، دینی که آورده و تسلیم بودن در برابر دستورات رسول خدا صل الله علیه وآله است.

  آیه ای که بعد از جنگ احد نازل شد این تحلیل و برداشت را تایید می کند. قرآن در سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ؛ محمد صلّ اللّه علیه و آله جز یک پیامبر نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟» یعنی چرا دین شما بنده به شخص است؟ او یک رسول است؛ رسولان دیگر هم آمدند و رفتند؛ اصولا رسول نمی ماند اما دینش باقی می ماند. شما باید از رسول به دینش برسید.

  این موضوع یکی از ریشه‌ای ترین عواملی است که موجب شد ولایت جدی گرفته نشود و سفارش رسول خدا صل الله علیه وآله در این باره تا حد یک سفارش شخصی تلقی شود. امروز نیز در جامعه ما کسانی هستند که از ارادتمندان به حضرت امام (ره) بودند. اگر حضرت امام در زمان حیات شان دستوری می داند آنها دقیقا اجرا می کردند اما فقط به «شخص» امام ارادت داشتند و به «شخصیت» امام نرسیده بودند. حضرت امام یک «شخص» بود با خصوصیات اخلاقی خود، یک بیوگرافی ویژه، ظاهر و قیافه خاص خود، اما شخصیت امام عبارت است از «ولی فقیه»؛  کسی که می خواهد احکام خدا (فقه) را در جامعه پیاده کند.

 کسانی که از ارادت به حضرت امام (ره) به ارادت به احکام الهی و خداوند متعال و ارادت به حقیقت انقلاب رسیدند، دانستند که یکی از عناصر اصلی حقیقت انقلاب، «مطیع بودن در برابر ولایت فقیه» است. اگر چنین نگاهی برای همگان حاصل می شد برخی بعد از حضرت امام دچار مشکل نمی شدند. اما عده ای گفتند: «ما امام (ره) را دوست داشتیم و به همین دلیل از ایشان اطاعت می کردیم اما در همان روزگار هم ولایت فقیه را قبول نداشتیم» برخی نیز این مسئله را به زبان نیاوردند اما بعد از رحلت حضرت امام، بنای نافرمانی از ولایت را گذاشتند. نافرمانی تنها تظاهرات خیابانی نیست بلکه می توان روش هایی را اتخاذ کرد و سیاست ها و رویکردهایی را در پیش گرفت که با روش رهبر جامعه مخالف باشد.

 سایر عوامل موثر در عقب‌گرد جامعه اسلامی از غدیر به غیبت، گفت: یکی دیگر از مسایل این بود که افرادی که این ضعف در شخصیت آنها وجود داشت برای فاصله گرفتن از امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از رسول خدا صل الله علیه وآله، می بایست رفتار خود را تئوریزه می کردند. به عبارت دیگر اگر می گفتند می خواهیم نافرمانی کنیم در تاریخ زیر سوال می رفتند بنابراین ادعا کردند رسول خدا صل الله علیه وآله یک شخصیت قدسی و آسمانی و منصوب از طرف خدا بود ولی بعد از ایشان شخصیت آسمانی دیگری وجود ندارد. آنها می گفتند: «إنّ اللهَ بَعَثَ محمداً نَبّیا...؛ ما قبول داریم که پیامبر را خدا مبعوث کرد و لِلمُومنینَ وَلیّاً ...و برای مومنان ولی قرار داد، اما بعد از پیامبر(ص) کارها را به مردم واگذار کرد که بر اساس خیراندیشی برای خود کسی را انتخاب کنند» این سخنان در منزل عباس عموی پیامبر(ص) مطرح شد.

 از نظر آنها ملاک مشروعیت و مقبولیت حاکم اسلامی بعد از رسول خدا صل الله وآله تنها رأی مردم بود در حالی که در زمان رسول خدا(ص)، مشروعیت را نصب آسمانی و الهی می دانستند. یعنی ملاک ها و معیارها را به صورت کلی تغییر دادند و یک انحراف بزرگ در اسلام ایجاد شد.

  آنها می‌گفتند عیار رأی امیرالمومنین(ع) با عیار رأی دیگران تفاوتی ندارد؛ هر دو رأی بشری است و هیچ کدام مقدس نیست و کاشف از رأی خدا هم نیست. و این مسئله را نمی پذیرفتند که رأی امیرالمومنین(ع) حجّت است. تا آن روز می گفتند «علی(ع) باتقواست؛ عارف است، فقیه است و... اما در مسئله خلافت ما مصلحت نمی دانیم که او خلیفه باشد. ایشان هم از سوی آسمان نصب نشده است و اینکه شما از او اطاعت نکنید یا از کس دیگری، تفاوتی ندارد.» این سخن آن روز آنها بود اما در زمان حکومت حضرت(ع) گفتند حتی جنگ با علی علیه السلام نیز جایز است؛ یعنی اول گفتند علی(ع) قداست (نصب آسمانی و الهی) ندارد. بعد در زمان حکومت حضرت(ع) گفتند اگر کسی با رأی مردم هم به جانشینی پیامبر(ص) رسید ولی توقعات و خواسته های ما را اجابت نکرد ما از او نافرمانی می کنیم یعنی نافرمانی از حضرت امیر(ع) را تئوریزه کردند.

 بعدها حتی جنگ با امیرالمومنین علی علیه السلام را نیز تئوریزه کردند(جنگ جمل) و وقتی به اواخر حکومت امیرالمومنین علیه السلام  رسید گفتند: علی علیه السلام را کافر هم دانستند (معاذ الله) گفتند چون حکمیت را پذیرفته مرتکب گناه کبیره شده و کافر گشته است. بنابراین، سه مرحله در جامعه اسلامی پیش آمد؛ نخست گفتند «مقدس نیست» بعد گفتند «چون منافع ما را تامین نمی کند جنگ با او جایز است» و بعد کار به جایی رسید که گفتند «چون حکمیت را پذیرفته - در حالی که حکم فقط از آن خداست-  پس کافر شده است». با این شرایط آیا کنار زدن ولایتی که مقدس نیست؛ ولایتی که جنگ با او هم اشکال ندارد و ولایتی که از نظر برخی کافر هم هست، کار دشواری است؟ به همین دلیل بود که معاویه توانست با امیرالمومنین علی علیه السلام چنان رفتاری داشته باشد، امام حسن علیه السلام را به شهادت برساند و بعد واقعه کربلا و ... و در پایان به غیبت برسد.

 وضعیت جامعه اسلامی با وجود این رویکرد در میان مردم به جایی می رسد که امام و ولی جامعه نمی تواند حتی در جامعه حضور داشته باشد. یعنی چیزی که ما امروز در عصر غیبت امام عصر(عج) با آن روبرو هستیم. ریشه اینکه ولایت، یک روز در غدیر در راس و بالای دست رسول خدا(ص) بود و امروز به جایی می رسد که نمی تواند در جامعه حاضر باشد در «سطحی نگری جامعه» است. «عدم درک این واقعیت که رسول خدا(ص) و بنیانگذار اسلام یک پیام و آرمان داشت» که جامعه باید این آرمان را درک می کرد و مسئله دیگر «قداست قایل نشدن برای ولایت» و همچنین «اعلان مشروعیت جنگ با ولایت» و در پایان هم «تکفیر ولایت». نتیجه این مسایل این شد که اهل بیت(ع) از صحنه سیاست و بعد از آن از حضور اجتماعی کنار زده شوند و امروز اصلا در جامعه حاضر نباشند.


حجت‌الاسلام جواد سلیمانی، عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) در گفت و گو با خبرنگار مهدویت  غدیر خبرگزاری شبستان
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۹
آرمین حسینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی