وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیةوالنصر:آمین

وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیةوالنصر:آمین

تعجیل امر فرج مولا امام عصر(عج) صلوات

پیوندهای روزانه

  در بیان احوال اولاد امجاد پیغمبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم

 

در (قُرْب الا سْناد) از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده است(1)که از براى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم از خدیجه متولد شدند: طاهر و قاسم و فاطمه و ام کلثوم و رقیّه و زینب . و تزویج نمود فاطمه را به حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام و زینب را به ابى العاص(2)بن رَبیع که از بنى امیّه بود و امّ کلثوم را به عثمان بن عُفّان و پیش از آنکه به خانه عثمان برود به رحمت الهى واصل شد و بعد از او حضرت ، رقیّه را به او تزویج نمود . پس از براى حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم در مدینه ابراهیم متولّد شد از ماریه قبطیّه که به هدیه فرستاده بود از براى آن حضرت او را پادشاه اسکندریّه با اَسْتر اشهبى و بعضى از هدایاى دیگر.
فقیر گوید: آنچه مشهور است و مورّخین نوشته اند تزویج امّکلثوم به عثمان بعد از وفات رقیّه است و رُقیّه در سال دوم هجرى در هنگامى که جنگ بدر بود وفات کرد. و شیخ طبرسى و ابن شهر آشوب روایت کرده اند که اولاد امجاد آن مفخر عِباد از غیر خدیجه به هم نرسید مگر ابراهیم که از ماریه به وجود آمد و مشهور آن است که براى آن حضرت سه پسر به وجود آمد: اوّل قاسم و به این سبب آن حضرت را ابوالقاسم کُنْیَت کردند و او پیش از بعثت آن جناب متولّد شد؛ دوم عبداللّه که بعد از بعثت متولّد شد او را ملقّب به طیّب و طاهر گردانیدند و هر دو در طفولیّت در مکّه به بهشت ارتحال نمودند و بعضى طیّب و طاهر را نام دو پسر دیگر مى دانند غیر عبداللّه و بر این قول وقعى نگذاشته اند؛
سوم ابراهیم علیه السّلام و روایت شده که چون رقیّه دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم وفات یافت حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم او را خطاب نمود که ملحق شو به گذشتگان شایسته ما عثمان بن مظعون و اصحاب شایسته او و جناب فاطمه علیهاالسّلام بر کنار قبر رقیّه نشسته بود و آب از دیده اش در قبر مى ریخت ، حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم آب از دیده نور دیده خود پاک مى کرد و در کنار قبر ایستاده بود و دعا مى کردپس فرمود که من دانستم ضعف و ناتوانى او را و از حق تعالى خواستم که او را امان دهد از فشار قبر(3)و مشهور آن است که ولادت ابراهیم علیه السّلام در مدینه شد در سال هشتم هجرت و ابورافع بشارت این مولود را به حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم داد، حضرت غلامى به او بخشید و آن فرزند را ابراهیم نام نهاد و در روز هفتم از براى او عقیقه فرمود و سرش را تراشید و به وزن موى سرش نقره تصدّق نمود بر مساکین و فرمود که مویش را در زمین دفن کردند. و زنان انصار در شیر دادن او نزاع کردند، پس حضرت او را به (امّ برده ) دختر منذربن زید داد که او را شیر بدهد و ابراهیم علیه السّلام در دنیا چندان مکث نکرد در سال دهم هجرى در روز هیجدهم ماه رجب وفات یافت و مدّت عمر شریفش ‍ یک سال و ده ماه و هشت روز بود. و به روایتى یک سال و شش ماه و چند روزى ؛ و او را در بقیع دفن کردند(4)و در فوت او سه امر غریب به ظهور آمد که در موضع خود به شرح رفته .(5)
و ابن شهر آشوب رحمه اللّه از ابن عبّاس روایت کرده است(6)که روزى حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم نشسته بود و بر ران چپش ابراهیم پسرش ‍ را نشانیده بود و بر ران راست خود امام حسین علیه السّلام را و یک مرتبه این را مى بوسید و یک مرتبه او را ناگاه آن جناب را حالت وحى عارض شد و چون آن حالت از او زایل گردید فرمود که جبرئیل از جانب پروردگار من آمد و گفت : اى محمّد! پروردگارت ترا سلام مى رساند و مى فرماید که این هر دو را براى تو جمع نخواهم کرد یکى را فداى دیگرى گردان پس حضرت نظر کرد به سوى ابراهیم و گریست و نظر کرد به سوى سیّدالشهداء علیه السّلام و گریست پس فرمود که ابراهیم ، مادرش ماریه است و چون بمیرد به غیر از من کسى محزون نخواهد شد. و مادر حسین ، فاطمه است و پدرش على است که پسر عمّ من و به منزله جان من و گوشت و خون من است و چون او بمیرد دخترم و پسر عمم هر دو اندوهناک مى شوند و من نیز بر او محزون مى گردم و من اختیار مى کنم حزن خود را بر حز ن ایشان ؛ اى جبرئیل ! ابراهیم را فداى حسین کردم و به فوت او رضا دادم ! پس بعد از سه روز مُرغ روح ابراهیم به جنّات نعیم پرواز نمود و بعد از آن حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم هرگاه امام حسین علیه السّلام را مى دید او را بر سینه خود مى چسبانید و لبهاى او را مى مکید و مى گفت : فداى تو شوم اى کسى که ابراهیم را فداى تو کردم . و از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که چون ابراهیم از دنیا رحلت کرد آب از دیده هاى مبارک حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرو ریخت و فرمود که دیده مى گرید و دل اندوهناک مى شود و نمى گویم چیزى که باعث غضب پروردگار گردد؛ پس خطاب به ابراهیم کرد که ما بر تو اندوهناکیم اى ابراهیم ؛ پس در قبر ابراهیم رخنه اى مشاهده نمود و به دست خود آن رخنه را اصلاح کرد و فرمود که هرگاه احدى از شما عملى بکند باید که محکم بکند پس ‍ فرمود که ملحق شو به سلف شایسته خود عثمان بن مظعون رحمه اللّه تعالى . بیاید ذکر عثمان بن مظعون در ذیل شهادت عثمان بن امیرالمؤ منین علیه السّلام .
(1) قُرْب الا سناد حِمْیَرى ص 9، حدیث 29 .
(2) تـزویـج زیـنـب بـه ابـى العـاص پـیـش از بـعثت و حرام شدن دختر به کـافـران بـود و از زیـنب امامه دختر ابى العاص به وجود آمد و حضرت امیرالمؤ منین علیه السـّلام بـعـد از فـاطمه علیهاالسّلام به مقتضاى وصیّت آن مخدره او را تزویج فرمود و نـقـل شـده کـه ابوالعاص در جنگ بدر اسیر شد و زینب قلاده اى که حضرت خدیجه به او داده بـود بـه نـزد حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله فرستاد براى فداى شوهر خـود چـون حـضـرت نـظـرش بر قلاده افتاد خدیجه را یاد نمود و رقّت کرد و از صحابه طـلب نـمـود کـه فـداى او را بـبخشند وابوالعاص را بى فدا رها کنند؛ صحابه چنین کـردنـد. حضرت از ابى العاص شرط گرفت که چون به مکّه برگردد زینب را به خدمت آن حـضـرت فـرستد او به شرط خود وفا نمود زینب را فرستاد بعد از آن خود به مدینه آمـد و مـسـلمـان شـد. و زیـنـب در مـدیـنـه سـال هـفـتـم و بـه قـولى در سال هشتم هجرت به رحمت ایزدى واصل شد. (شیخ عباس قمى رحمه اللّه ) .
(3) بحار الانوار 6/266 .

(4) إ علام الورى طبرسى 1/276 .
(5) ابونصر فراهى در عدد اولاد امجاد آن حضرت گفته :
فرزند نبى قاسم و ابراهیم است
پس طیّب و طاهر زرَهِ تعظیم است
با فاطمه و رقیه امّکلثوم
زینب شمرار ترا سر تعظیم است
ر.ک : نصاب الصّبیان
(6) مناقب آل ابى طالب ابن شهر آشوب 4/89، تحقیق : دکتر بقاعى

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۸/۱۲
محسن حسینی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی