وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیةوالنصر:آمین

وبسایت فرهنگی مذهبی ابن تیهان

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیةوالنصر:آمین

تعجیل امر فرج مولا امام عصر(عج) صلوات

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه


چهره گروه باطل در عاشورا و عصر ظهور
 

 


 
کربلا شاهد حماسه و عرفان در یک طرف و جنایت و رذالت در طرف دیگر بود. در یک جبهه امام حسین(ع) و عده‌ای از صالحان و پاکان روزگار و ولایت‌مداران قرار داشتند و در جبهه دیگر، یزید  و گروه نفاق و دنیا‌پرست و سلطه‌گر صف بسته بودند. باطل‌گرایانی چون عمر بن سعد، ابن زیاد، شمر و … در برابر حق‌طلبانی چون ابوالفضل عباس، علی اکبر، حبیب‌بن مظاهر و … به مصاف برخاستند و بزرگ‌ترین جنایت تاریخ بشری را رقم زدند.

چهره کریه و ننگین گروه باطل و شرّ را در عاشورا چنین می‌توان ترسیم کرد:

نفاق گرایی

یکی از ویژگی‌های بارز بنی‌امیه و ولایت‌ستیزان، نفاق و دورویی، پذیرش مصلحتی و دروغین اسلام  و شرک پنهانی و باطنی بود. این نفاق و خبث باطنی، منشأ بسیاری از رذالت‌ها و کژی‌ها بود. به همین جهت دربارة بنی‌امیه و بخصوص سپاه یزید آمده است: «آنان اسلام را نپذیرفتند؛ ولی در برابر آن تسلیم شدند و کفر خویش را پنهان داشتند و چون یاورانی یافتند، آن را آشکار ساختند.

دنیا گرایی و حرام خواری

زرسالاران و دنیاگرایان، از محور‌های عمده در تشکیل سپاه باطل در نینوا بودند؛ یعنی، یکی از انگیزه‌ها و عوامل اصلی حرکت خصمانة آنها، مادی‌گرایی، دنیادوستی و دلبستگی فراوان به پول و ثروت بود و این نیز ناشی از حرام خواری و دنائت نفس بود. مستندات تاریخی گواهی می‌دهد که افرادی چون ابن سعد، به خاطر رسیدن به حکومت ری، ابن زیاد جهت تثبیت موقعیتش در کوفه و بصره و کوفیان نیز برای حفظ اموال خود و دستیابی به غنایم جنگی، به دشمنی با پیشوای عادل برخاستند.

امام حسین(ع)  به آنان فرمود: «شکم‌های شما از حرام پر شده است (ملئت بطونکم عن الحرام.)

دین ستیزی و دین فروشی

گروه باطل در واقعه طف، با اینکه به اسم دین و یاری آیین الهی به مبارزه با امام حق برخاستند و خود را «سپاهیان خدا» می‌نامیدند؛ اما در واقع امر، دین ستیزانی بی‌پروا و دین‌فروشانی فرومایه بودند که شریعت اسلام را ملعبة دست خود قرار داده و عمق کینه و دشمنی خود را با آیین اسلام و نبی‌مکرّم و عترت معصوم او بروز دادند. آنان با انحراف در آموزه‌های دین و انواع بدعت‌ها و کفرورزی‌ها، کمر به نابودی اسلام بسته بودند و قیام امام حسین(ع)  نیز برای نجات دین خدا از دست آنان بود.

در روایات آمده است: «آنان مال خدا (بیت المال) را دست به دست چرخانده و دین خدا را دستاویز فریب قرار دادند»  و نیز: «آنان حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام ساخته اند.

فساد گری و ناپاکی

گروه باطل در عصر امام حسین(ع)  در اوج پلیدی و فساد قرار داشتند و فسق و فجور آنها ـ به خصوص یزید ـ شهرة آفاق بود؛ آن هم کسی که تکیه بر مسند خلافت پیامبر زده و داعیه‌دار رهبری مسلمانان بود. چنین شخصی تمامی حرمت‌های الهی را زیر پا گذاشته و از شرب و خمر گرفته تا زنا و قمار را مرتکب می‌شد!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۰ ، ۱۳:۲۰
محسن حسینی

 

          آقا سلام          
 

 

 

آقا سلام گرچه بلند است جایتان                             می خواهم از زمین بنویسم برایتان

یک نامه حاوی همه حرفهای راست                      یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست

یک نامه از بلندی انسان که پست شد                     یک نامه از کسی که دچار شکست شد

این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است                    یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است

بعد از شما غبار به آیینه ها نشست                    شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست

پرپر شدند در دل طوفانی از بدی                           گلهای رو سپید همیشه محمدی

آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی                           انسان منهدم شده، قرآن زینتی

بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند                      جلباب هایمان کم کم روسری شدند

خورشید مرد و شام تباهی دراز شد                       بر روی دشمنان در این قلعه باز شد

در کسوت قدیمی آزادی زنان                              تبلیغ پشت پرده شهوت مجاز شد

در کار حق مداخله کردیم، بد نبود                       نان و شرف معامله کردیم، بد نبود

کم کم اصول دین خداوند پول شد                       هر کس که پول داشت نمازش قبول شد

حرف خدا و دین محمد ز یاد رفت                       آری تمام غیرت یاران به باد رفت

مسجد تهی و شهر پر از جنب و جوش شد             حتی بهشت نیز خرید و فروش شد

راه خدا به جانب ناحق کشیده شد                       کم کم دروغ مصلحتی آفریده شد

تخم ریا میان دل ما جوانه زد                            و مصلحت به گرده ی دین تازیانه زد

هر لقمه ی حرام شده سیر کردمان                    و سفره های کفر نمک گیر کردمان

و کاروان جدا شد از راه مستقیم –                    یعنی خلاصه می کنم آقا عوض شدیم

آقا خلاصه ی همه نامه ام غم است                    آقا خلاصه می کنم اینجا جهنم است

یک بار دیگر از غم انسان طلوع کن                از عمق استغاثه یاران طلوع کن

یا از خدا عذاب زمین را طلب نما                    یا اینکه مثل رحمت باران طلوع کن

دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست                         اما هنوز تشنه نام محمد است

در انتهای نامه خیسم سلام بر                           نام بزرگوار و نجیب پیامبر

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۰۰ ، ۰۷:۲۱
محسن حسینی


          مهمترین آیه های قرآنی درباره معارف مهدویت

قرآن کریم چراغی نورانی است که با وجود گذشت ده ها قرن از نزول آن هنوز مسیر حق طلبان را در طول تاریخ روشن کرده و در آینده همچنین خواهد بود، در این کتاب آسمانی آینده ای روشن به بشریت نوید داده شده است که با سیطره دین حق و البته توسط امام حق(عج) و یاران صالحش بر تمام جهان محقق می شود.

در این سلسله مباحث مهمترین آیه های قرآنی که درباره معارف مهدویت است از سوره های قرآنی استخراج و به نکته های هر کدام پرداخته می شود. همچنین در کنار هر آیه یکی از روایات صادره از معصومین متناسب با آن آیه نیز مطرح می شود.

تفسیر این آیات از سوی پژوهشگران و محققان مرکز تخصصی مهدویت برای علاقه مندان تدوین شده است.

وَیَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۴۸﴾

و میگویند اگر راست میگویید این وعده چه وقت است (۴۸)

امام حسین (ع) فرمود: از ما خاندن دوازده مهدی خواهد بود که اولین آنها امیر المومنین علی بن ابی طالب است و آخرین آنها نهمین از فرزندان من است و او امام قائم به حق است و خدای تعالی زمین را به واسطه او پس از موت زنده کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان چیره نماید گرچه مشرکان را ناخوش آید.

او را غیبتی است که اقوامی در آن مرتد شوند و دیگرانی در آن پابرجا باشند و اذیت شوند و به آنها بگویند: اگر راست می گویید این وعده چه وقت عملی شود؟ بدانید کسی که در دوران غیبت او بر آزار و تکذیب صابر باشد مانند مجاهدی است که با شمشیر پیش روی رسول خدا (ص) مجاهده کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۰۰ ، ۰۷:۴۰
محسن حسینی
   


اهل سنت پاسخ دهند چرا زیارت قبور اهل بیت(س) بدعت است وحرام ولی قبور بزرگان آنها جایز است و ثواب دارد؟


چه کسانی اهل بدعت هستند ؟

چگونه این قبر ها پا برجا است ! اما حرم اهل بیت رسول خدا تخریب می شود ؟

چگونه ؟

چگونه اتباع اهل بیت رسول خدا (ص) را به خاطر ساختن حرم به غلو و شرک متهم می کنند ؟  
 
ابوهریره :


 

قبر امام اهل سنت بخاری ، در شهر خرتنک ازبکستان :
















طلا کاری داخل حرم بخاری :

 

قبر امام اهل سنت ابو حنیفه :






 

قبر صلاح الدین ایوبی:


 
قبر معاویة بن ابی سفیان:


 

قبر عمر مختار:


 

قبر محمد الخامس در رباط مراکش :




 

قبر امام اهل سنت محمد شافعی :


 

قبر شیخ احمد تجانی (رهبر فرقه تجانیه از صوفیه اهل سنت) :


 

قبر جمال عبد الناصر :


 

قبر سیده نفیسه در مصر :


 

قبر محیی الدین ابن عربی :


 


قبر یحیای نبی در مسجد اموی دمشق :

 

قبر جلال الدین سیوطی :


 
قبر خالد بن ولید :






 

قبور ائمه بقیع در گذشته:








قبور ائمه بقیع در حال حاضر :



مقایسه ضریح ائمه بقیع:


 

حرم عسکریین در گذشته:




 

حرم عسکریین بعد از اقدام تروریستی وهابیون :







۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۰۰ ، ۰۱:۲۳
محسن حسینی

 


شهید ثالث شهید مبارزه با فرقه ی ضاله بهاییت
 

 


 

 

ملامحمدتقی برغانی معروف به «شهید ثالث» از علمای مبارز و خستگی  ناپذیر با فرقه‌های انحرافی بابیت و شیخیه بود که در تاریخ 29 جمادی‌الاول توسط عمال بابیت به شهادت رسید، از آنجایی که تاریخ سرخ شیعه همواره شاهد و حامل قصه‌های سوزناک و افتخارآمیز مجاهدت و مبارزه بر علیه ظلم و انحراف بوده است. عالمان شیعی نیز در امتداد رهبری و هدایت الهی امامان(ع) همواره تبیین و تبلیغ معارف ناب اسلام و دفاع از مرزهای عقیدتی مذهب جعفری را وظیفه‌ مستمر خود دانسته و در این راه از بذل مال و جان مایه گذاشته‌اند.

خون شهید ثالث خون پاکی بود که در امتداد خون‌های پاک شهیدان راه خدا به زمین ریخت و مایه استواری و نیرومندی حیات شیعه شد، از ابتدای شکل‌گیری فرقه گمراه بابیت و بهائیت عالمان شیعه همواره در صف اول مبارزه علمی با این فرقه برساخته انگلستان بوده و هستند، ایشان یکی از چهره‌های برجسته علمی شیعه است که با تمام توان به مبارزه علمی و دینی علیه بابیت همت گماشت و در این راه به فیض فضیلت شهادت نائل شد، به مناسبت سالرزو شهادت ملامحمدتقی برغانی به بازخوانی زندگانی وی می‌پردازیم که مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی به تشریح آن پرداخته است:

گام اول: تولد
آیت‌الله محمدتقی برغانی فرزند آیت‌الله ملامحمد ملائکه برغانی در  سال 1172 هجری در روستای برغان به دنیا آمد، دوران کودکی نخستین را در دامان پدری عالم و پارسا پشت سر نهاد و به زودی آماده ورود به به مرحله آموزش رسمی شد.

گام دوم: آموزش علوم دین
محمد تقی تحصیلات نخستینش را در برغان و قزوین آغاز کرد، پس از آن برای ادامه تحصیل به اصفهان نقل مکان کرد، در اصفهان از محضر آخوند ملاآقا بیدآبادی به فراگیری علوم عقلی مشغول شد. سپس عازم عتبات عالیات شد و به حلقه درس آقا باقر بهبهانی حائری پیوست و از خرمن دانش او بهره‌ها برد. محمد تقی که دیگر عالمی صاحب‌نظر در فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم دینی است، پس از سال‌ها درس‌آموزی و دریافت اجازه اجتهاد از استادان خود، به ایران بازگشت و در شهر تهران مأوی گزید، در تهران مضاف بر برپایی کرسی تدریس علوم دینی داشت در مقام افتا و مرجعیت حضوری برجسته نشان داد، آن چنانکه طلاب علوم دینی، از گوشه و کنار ایران برای بهره‌‌ جستن از دانش و شخصیت پارسایانه‌ بر گردش حلقه زدند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۰۰ ، ۰۹:۴۸
محسن حسینی

 

 

ماجرای جالب شیعه شدن سلطان محمد خدابنده توسط علامه حلی(ره)

 

 

 

سرگذشت سه طلاقه شدن زن در یک مجلس
ملاّ محمد تقی مجلسی در شرح «من لایحضره الفقیه» از جمعی از اصحاب نقل می کند که: 
روزی شاه خدابنده به همسرش غضب کرد و در یک مجلس به او گفت:«اَنْتِ طالِقٌ ثَلاثا؛ تو را سه طلاقه نمودم» (با توجّه به اینکه اگر مردی همسرش را سه طلاقه کند دیگر نمی تواند با او ازدواج کند، مگر آنکه او بامرد دیگری ازدواج نماید. و سپس آن مرد پس از آمیزش، او را (به اختیار خود) طلاق دهد، پس از پایان عدّه طلاق، شوهر اوّل می تواند با او مجدّدا ازدواج نماید. 
شاه خدابنده از کار خود پشیمان شد، علمای بزرگ اسلام را به حضور طلبید و جریان را به آنان گفت و از آنان خواست تا راه حَلّی ارائه دهند. 
همه علما گفتند:«هیچ راه حلی وجود ندارد جز اینکه همسر مطلّقه ات با مردی ازدواج کند و آن مرد بعد از آمیزش با او، او را طلاق دهد...». " 22 ". 
شاه خدابنده گفت:«در هر مسأله ای، اختلاف و گفتگو وجود دارد آیا بین شما در این مسأله اختلاف نیست؟» همه علما به اتفاق گفتند: نه. 
یکی از وزیران شاه گفت: من یکی از علما را می شناسم که در شهر «حلّه» سکونت دارد، به فتوای او اینگونه طلاق، باطل است (منظور او علاّمه حلّی بود). 
شاه خدابنده برای علاّمه حلّی نامه نوشت و وی را احضار نمود. علمای اهل سنت گفتند:«مذهب علاّمه حلّی باطل است، رافضی ها بی عقل هستند!! و برای شاه، صحیح نیست که چنین افرادی را دعوت کند» ولی شاه گفت:«حتما باید او بیاید و این مسأله، مورد بررسی قرار گیرد.
وقتی که نامه شاه خدابنده به علاّمه حلّی رسید، علاّمه احساس وظیفه کرد و رنج پیمودن راه طولانی راتحمّل نمودو خود را از حلّه به سلطانیّه (پنج فرسخی زنجان)رساند. 
به دستور شاه خدابنده مجلس بزرگی تشکیل شد علمای برجسته چهار مذهب اهل تسنّن در آن مجلس حاضر شدند، سپس علاّمه وارد آن مجلس گردید، ولی هنگام ورود، کفشهای خود را به دست گرفت و سلام بر اهل مجلس کرد و در کنار شاه نشست. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۰۰ ، ۱۷:۳۱
محسن حسینی

 

پاسخ به برخی شبهات پیرامون زیارت عاشورا
 

 

 

نماز یک واجب الهی است که خداوند در پنج وعده روزانه مقرر فرموده‌ است

 

اقامه نماز عموماً به عنوان رفتار و وظیفه‌ای دینی عنوان می‌شود اما امروزه با پیشرفت علم پزشکی و تحقیقات مربوط به سلامت، جنبه‌های علمی تأثیر نماز بر سلامتی کشف شده است.


نماز یک واجب الهی است که خداوند در پنج وعده روزانه مقرر فرموده‌ است و از مهمترین اثرات آن تقرب به خداوند و دریافت رحمت بی‌کران اوست. خداوند هر فریضه‌ای را که بر انسان واجب کرده، دارای فواید بسیار زیاد و عامل رشد و تکامل فردی و اجتماعی اوست و دانش بشری به مرور و بامطالعه و تحقیقات علمی گوشه‌ای از اثرات آن را دریافت کرده وخواهد کرد.


امروزه علم پزشکی دنیا در خصوص سلامت معنوی و نقش نماز، دعا و دینداری در سلامت جسمی، روحی و روانی توفیقاتی کسب کرده است که درمطلب پیش رو گوشه‌ای از فواید پزشکی نمازبه نقل از ایکنا بیان می‌شود:


***
آثار ایستادن در نماز
باعث تقویت حالت تعادلی بدن و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است می‌شود، ثابت و خیره شدن چشم‌ها در نماز به یک نقطه باعث بهبود و رفع نواقصی همچون نزدیک بینی می‌شود و با تمرکز در نماز،جریان فکر آرام و متعادل می‌شود.


آثار رکوع
موجب تقویت ماهیچه‌های شکم، حفظ دستگاه گوارش و مانع سوءهاضمه و بی‌اشتهایی می‌شود و نیز تقویت ماهیچه ستون مهره‌ها، گردن، دست‌ها، ساق پا و ران‌ها.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۰۰ ، ۰۹:۵۰
محسن حسینی

 

انسان‌ها هنگام مرگ چه چیزهایی می‌بینند؟
 

 

 

دیدن نور و تونل شاید رایج‌ترین درک موجود از مرگ باشد. موارد عجیب و جدید دیگری از تجربه نزدیک به مرگ گزارش شده است. رِیچل نووِر گزارش می‌دهد.


آقای الف، 57 ساله، یک مددکار اجتماعی در انگلستان است که در سال 2011 در بیمارستان عمومی ساوث‌همپتون پذیرش شد. کارکنان پزشکی بیمارستان در حال داخل کردن یک میل‌ جراحى‌ به کشاله ران او بودند که بیمار با ایست‌ ناگهانى‌ قلب‌ مواجه شد. اکسیژن قطع شد و نوار مغزی او بدون نوسان بود. آقای الف مرد. با این حال، او به یاد دارد بعد از آن چه اتفاقی افتاد.

 

پزشکان یک «دفیبریلاتور خارجی خودکار» را برای احیای مجدد قلب مهیا کردند. آقای الف دو بار صدای مکانیکی دستگاه را شنید که می‌گفت: «به بیمار شوک دهید.» در این بین، او سرش را بلند کرد تا زنی عجیب را در گوشه اتاق و نزدیک سقف ببیند. آن زن به او اشاره می‌کرد. آقای الف بدن بی‌جانش را رها کرده و پیش او رفت. او می‌گوید: «احساس کردم که او مرا می‌شناسد و من می‌توانم به او اعتماد کنم. می‌دانستم که او به دلیلی آنجا است ولی دلیلش را نمی‌دانستم.»

 

اسناد بیمارستان مدتی بعد جملات «دفیبریلاتور خارجی خودکار» را تایید کرد. آقای الف در مورد افراد حاضر در اتاق نیز توضیحاتی داده بود که آن توضیحات تایید شد. او آن افراد را پیش از بیهوشی ندیده بود. کارهایی که انجام داده بودند نیز دقیق گفته شده بود. آقای الف چیزهایی را بازگو می‌کرد که در آن فاصله سه دقیقه‌ای نمی‌توانسته از نظر بیولوژیکی دیده باشد.

تمامی ادعاهای آقای الف در ژورنالی به چاپ رسید. می‌توان گفت که این مقاله یکی از گزارش‌هایی بود که برداشت ما از تجربه نزدیک به مرگ را تغییر داد. دانشمندان بر این باور بوده‌اند زمانی که قلب از کار می‌افتد و خون را به مغز نمی‌فرستد، تمام هوشیاری به یک‌باره از بین می‌رود. از لحاظ پزشکی، در این لحظه فرد مرده است. البته علم پزشکی نیز تایید می‌کند که در برخی موارد این پروسه می‌تواند برگشت‌پذیر باشد. افرادی که این تجربه را لمس کرده‌اند از تجارب خود سخن گفته‌اند. اما برای مدتی مشکلی وجود داشت. پزشکان تمایلی به ثبت این سخنان نداشته‌اند و در واقع آن سخنان را «توهم» بیماران خود در نظر گرفته‌اند. محققان نیز در گذشته اهمیت چندانی به تجارب نزدیک به مرگ نمی‌دادند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۰۰ ، ۰۱:۴۶
محسن حسینی

 

 

  13 جمادی الثانی، وفات حضرت ام البنین (س)

 

 

حضرت ام ‏البنین در 13 جمادی الثانیاز دنیا رحلت فرمودند

 

ام ‏البنین، یکى از مادران برجسته تاریخ است که زندگى او مالامال از عشق به ولایت و امامت ‏بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن ‏على (علیه السلام) بسیار موفق بوده است. حضرت ام ‏البنین در 13 جمادی الثانی سال 64 ه.ق بدرود حیات گفت.

زندگینامه حضرت ام البنین (س):
فاطمه کلابیه معروف به ام‌البنین (زادهٔ ۵ قمری، کوفه)، پدرآن حضرت حزام بن خالد و مادرشان لیلی دختر شهید بن ابی عامر است. همسر امام اول شیعیان، علی بن ابی طالب است. پس از درگذشت فاطمه زهرا، علی با معرفی برادرش عقیل با فاطمه کلابیه ازدواج کرد.

روزی که عروس تازه ابوطالب، پای در خانه امامت نهاد، حسنین علیهم االسلام هر دو بیمار بودند. ام البنین به محض آن که وارد خانه علی علیه السلام شد، خود را بر بالین آن دو بزرگوار رساند و هم چون مادری مهربان به پرستاری و دل جویی از آنان پرداخت. او تا آخر عمر دو ریحانه و دلبند رسول خدا را بر فرزندان خویش مقدم می شمرد

ام البنین (ع) در همان روزهای نخست که پا به خانه امامت نهاد، فهمید که وقتی مولا علی علیه السلام او را به اسم صدا می زند، فرزندان فاطمه علیهاالسلام یاد و خاطره مادر عزیزشان برایشان زنده می شود و اندوه تمام وجودشان را فرا می گیرد. از همین رو از حضرت علی علیه السلام می خواهد که به جای «فاطمه» که نام اصلی او بود، او را به نام دیگری صدا کند، تا فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از یاد کردِ نام وی بر زبان مولا علی علیه السلام، به یاد مادر خویش حضرت فاطمه نیفتند و خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نکند و رنج یتیمی و بی مادری را کم تر احساس کنند. علی علیه السلام، اسم او را «ام البنین» یعنی مادر پسران نهاد و از آن پس آن بانو به این نام مشهور شد.

حضرت ام البنین چهار پسر به نام‌های: عباس، عبدالله، جعفر و عثمان، ام‌البنین داشت که هر چهار فرزند او در کربلا کشته شدند.

امّ البنین، پس از شهادت فرزندانش، همه روزه به بقیع می رفت و به یاد فرزندان شهیدش مرثیه های بسیار سوزناکی می خواند و مردم مدینه نیز به ندبه و نوحه او گوش فرا می دادند تا جایی که مروان بن حکم - این دشمن اهل بیت- نیز همواره به نوحه خوانی او حاضر شده و می گریست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۰۰ ، ۱۲:۲۴
محسن حسینی

 دعای حضرت آدم(ع) برای مبارزه با نفس

 



از امام جعفرصادق(ع) روایت شده که حضرت آدم به خدا از نفس شکایت کرد وحی آمد بگو:

لا حَوْلَ قُوَّهَ اِلاّ بِالله

(و به روایتی این دعا را) یا رَبّاهُ یا رَبّاهُ یا رَبّاهُ لا یَرُدُّ غَضَبَکَ اِلاّ حِلْمُکَ وَ لا

 

یُنْجی مِنْ عَقُوبَتِکَ اِلاّ التَّضَرُّعُ اِلَیکَ حاجَتیَ الَّتی اِنْ اَعطَیْتَنیها لَمْ یَضُرَّنی ما حَرَّمْتَنی وَ اِنْ

 

حَرَّمْتَنیها لَمْ یَنْفَعْنی ما اَعْطَیْتَنی اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّهِ وَ اَعُوذُبِکَ مِنَّ النّارِ یا ذَا الْعَرْشِ

 

الشّامِخِ الْمُنیفِ یا ذَالْجَلالِ وَالأِکْرامِ الْباذخ الْعَظیمْ یا ذالْمُلْکِ الفاخِرِ الْقَدیمِ یا الَهَ الْعالَمینَ یا صَریخَ

 

الْمُسْتَصْرِخینَ وَ یا مَنْزُولاً بِه کُلُّ حاجَهٍ اِنْکُنْتَ قَدْ رَضیتَ فَازْدُدْ عَنّی رِضاً مِنْکَ وَ قَرِّبْنی مِنْکَ زُلْفی

 

وَ اِلاّ تَکُن رَضیتَ عَنّی فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ وَ بِفَضْلِکَ عَلَیْهِمْ لَمّا رَضیتَ عَنّی اِنَّکَ اَنْتَ التَّوابُ الرَّحیمُ.


منبع:گنج های معنوی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۰۰ ، ۱۱:۴۱
محسن حسینی

پس از شهدا چه کردیم

 

شهدا شرمنده ایم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۰۰ ، ۱۰:۵۳
محسن حسینی


تاثیر یاد ولی خدا در بیان مرحوم دولابی

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: کسی که یاد ولی خدا و عزیز خدا می‌کند، قوی می‌شود. شما هم غصه‌دار نباشید چون صاحب دارید. خدا و پیامبر(ص) و امام‌ها(ع) صاحب شما هستند. در پیشامدها و اضطراب‌ها شکست نخورید. صاحب ما همه ما را یاد می‌کند.

 

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مثال خوبی زده است که یک زنی دارای پسری می‌شود و شوهرش مرحوم می‌شود. پیش خودش گفته بود که وسایل نان و آب را شوهرم برایم گذارده است. با این پسر زندگی می‌کنم. وقت پیری هم او بزرگ شده است و عزیز و انیس من است.


بچه شش هفت ساله شده بود. یک روز این زن از خانه رفت بیرون. دید پسرش در میان بچه‌ها از همه ضعیف‌تر است. بچه‌های کوچک‌تر از او وی را به زمین می‌زنند. این زن خیلی غصه‌دار شد. آمد فکر کرد دید این بچه بابا ندارد. پدر‌ها می‌آیند بچه‌هایشان را می‌برند و این پسر می‌بیند. فکر کرد که چه کند. یک نقاش آورد و گفت: عکس یک جوان رشید را بکشد و برای او نشان و شمشیری بگذارد. نقاش عکس را کشید. آن را قاب کرد و روی دیوار نصب نمود و پرده‌ای روی آن کشید.


فردا که بچه خواست از خانه بیرون رود گفت: می خواهی پدرت را ببینی؟ گفت: بله. پرده را کم کم کنار زد. این بچه چشمش را به عکس دوخت. همان طور که نگاه می کرد دید بازوی بزرگی دارد. یک تکان به بازوهایش داد. نگاهی به ابرو و صورت پدرش کرد، چهره‌اش باز شد. نگاهی به سینه او کرد و سینه را جلو داد. مادر گفت: هر وقت کسی با پدرت کشتی می گرفت پدرت پای او را می‌گرفت و به پشت بام می‌انداخت. بعد از این او قوت و قدرت گرفت. وقتی از خانه بیرون می‌آمد بچه‌ها جرات نمی‌کردند نزدیک او بروند.


کسی  که یاد ولی خدا و عزیز خدا می‌کند، قوی می‌شود. شما هم غصه‌دار نباشید چون صاحب دارید. خدا و پیامبر(ص) و امام‌ها(ع) صاحب شما هستند. در پیشامدها و اضطراب‌ها شکست نخورید. صاحب ما همه ما را یاد می‌کند. ما را رها نمی‌کند. انسان که یاد امام زمان(عج) کند، این طور می‌شود. میرزا جواد آقا برای غیبت حضرت حجت(ع) این مثل را زد که مردم سرشکسته نباشند. بدانند صاحبی دارند.


کتاب طوبی محبت – ص 108
مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۰ ، ۰۱:۰۷
محسن حسینی

 

چه کنیم اعتقاداتمان محکم شود؟
 

 

 

 

 

چگونه می توان تردید عملی را در مورد خود و دیگران از بین برد؟ و چکار کنیم تا اعتقادات ما محکم و استوار باشد؟


پاسخ:
برای رفع تردید باید ابتداء ریشه یابی بکنیم تا ببینیم ریشه تردید چه در حوزه عمل و چه در حوزه نظری کجاست و چرا شک و تردید در وجود ما وارد شده ؟ پس اول ریشه یابی می کنیم سپس ریشه ها را می خشکانیم پس از این مراحل شک از بین می رود.


اگر شک و تردید در بعد نظری باشد اشکالی ندارد. انسان شک می کند بعد هم اگر شک را درست بر طرف بکند دیگر خطرو مشکلی برای شخص ندارد. تردید به خودی خود بد نیست خصوصا اگر مقدمه ای  برای علم و دانایی باشد . شک زمانی بد است که یا انسان به فکر رفع آن نباشد یا به شکل صحیحی در صدد رفعش بر نیاید.


پس اولین قدم، ریشه یابی شک است تا فهمیده شود تردید از کجا پیدا شده سپس چه در بعد نظری و چه در بعد عملی باید به اهلش و یا به عبارتی  به پزشک این امر مراجعه شود. پزشک روحی و پزشک روانی که به ما بگوید برای بر طرف شدن این تردید در بعد نظری چه کتاب هایی را مطالعه کنیم و یا هردستوالعمل دیگری که خودش صلاح می داند به ما بدهد و یا در بعد عملی بگوید که هر چیزی که شما شک کردید پاسخ هایش وجود دارد مثلاً در اعمال عبادی به سادگی مطرح شده که اگر شک شما زیاد شد به شکتان اعتنا نکنید. قابل توجه است که شک در عبادات و اعمال عبادی از سوی شیطان و وسوسه شیطان است. بنابراین نباید به آن اعتنا کرد.


بناب این مهم این است که ما اولا ریشه تردید را بشناسیم.  ثانیا هم در بعد نظری و هم در بعد عملی به اهلش مراجعه بکنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۰۰ ، ۰۷:۳۹
محسن حسینی


اگر حضرت زهرا(س) اکنون در میان ما بودند، چه مطالباتی داشتند

 

 
 

 

 

این دنیای اغواگر هر چقدر بشر را به سوی پیشرفت‌های علمی و رفاه نسبی سوق می‌دهد، بیشتر هم از یاد خدا تهی می‌سازد. چه بسا انسان در ظاهر به سلامت، امنیت، آرامش و سعادت دنیوی دست یافته، اما همچنان دنبال یک حلقه گمشده است.

این موارد می‌تواند در تک تک افراد جامعه بروز و ظهور داشته باشد، انسان‌هایی که بارها در محافل و مجالس مذهبی شرکت می‌کنند، اما همین که به پایان رسید، باز وارد این دنیای اغواگر می‌شوند و از اهدافی که باید دنبال شود، جا می‌مانند، در حالی که هیچ گاه به آرامش حقیقی نخواهند رسید.

در این میان، تنها راه چاره پاسخ به ندای فطرت است که همان توجه به ذات اقدس الهی است، درست است که نمی‌توان سره را از ناسره به راحتی تشخیص داد، ولی هستند کسانی که همانند چراغی مسیر تاریک زندگی را روشن می‌سازند، هر چند که 1400 سال پیش زیسته باشند و سخنان آن‌ها این روزها هم می‌تواند بهترین نقشه راه سعادت و کمال آدمی را رقم بزند.  

بارها شنیده‌ایم که بزرگ بانویی بهانه خلقت بوده و تمام هستی به خاطر وجود نازنین ایشان آفریده شده است، کسی که سراسر زندگی‌اش لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشده و چنان عبودیت و بندگی خدا را به منصه ظهور رسانیده است که بهترین فرزندان را به عالم بشریت تقدیم کرده که تنها فرزندان او لیاقت سرور جوانان اهل جنت را دارا هستند، در اینکه دختر نبوت، همسر ولایت و مادر امامت بی‌نظیر و حتی کم‌نظیر هستند شکی نیست، حال اگر ایشان اکنون زنده بودند و ما از حضور نعمت ایشان بهره‌مند می‌بودیم، حضرت فاطمه زهرا(س) از تک تک افراد جامعه اسلامی چه چیزی را مطالبه می‌کردند، در واقع خواسته ایشان از ما چه بود، آیا لحظه‌ای از خود پرسیده‌اید چه کاری باید انجام دهید که مورد تأیید ام‌ابیها باشد؟

برای پاسخ به این سؤال سراغ مهم‌ترین سخنان حضرت فاطمه(س) در زمان حیات پربرکتشان رفتیم، در کنکاش در خطبه فدکیه به مواردی دست یافتیم که کلیدواژه‌هایی را پیشروی ما قرار می‌دهد و ما را در اجرای بهتر مطالبات فاطمی رهنمون می‌سازد، ‌

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۰۰ ، ۰۷:۴۳
محسن حسینی

 


گریه کن همسرغریب خودم...

 


 

 

 

إنّما یُرید حضرت حق

نازِ چشمِ نجیب را بخرَد

هرچه رِجس وبدی است در دنیا

از تو و خانواده ات ببرَد

..........

ای که در وهم ها نمی‌گنجی

از تو حالات دنیوی دور است

مانده ام با چه نام بنْویسم

نام تو نام دیگرِ نور است

..........

خسته ام ازنوشتنِ بی تو

ربّنا آتِنا پشیمانی

گیجِ اوصافِ توشدم ای نور

ربّنا آتِنا پریشانی

..........

ربّنا آتِنا مدیحِ تورا

روی بالِ فرشته ها خواندن

در نمازم همیشه می‌خواهم

ربّنا آتِنا غزل گفتن

..........

کُلُّهم نور ... نورِ واحد را

معنیِ وحدت است درکَثرت

هرکدام ازدوازده نورت

سایة کَثرت است در وحدت

...........

أنتِ زاکیةٌ مطهّرَةٌ

بَعُدَتْ مِنکِ رِجس و الخُبَثاء

تارةً سُمِّیَتْ بِفاطمةَ

سُمِّیَتْ أنتِ تارةً زهرا

............

وَاذْکُرُوا اللهَ ذکر تسبیحت

یُطعِمونَ الطّعام یعنی تو

سُکر از نام تو پدیدار است

مستیِ با دوام یعنی تو

..........

تو همانی که رزق می‌بخشی

بریتیم و فقیر و کور و اسیر

معنی خیردروجود تو است

آن هم ازنوع خوب وخیرکثیر

.........

فاطمه جان بهار ناب علی

از چه در کنج بستر افتادی

من فدای نگاه معصومت

چه شد اینگونه پرپر افتادی

.......

إبکِنی شوهر غریب خودم

إبکِنی مرد فاتح خیبر

إبکِنی وَابْکِ لِلحسَین و حسن

گریه کن جان وروح پیغمبر

...........

گریه کن برسلامِ بی پاسخ

گریه کن برنگاه طعن آلود

گریه کن ازبرای آن کوچه

گریه کن ازبرای آتش ودود

.....

گریه کن همسرغریب خودم...

 


 «محمد جواد حاجی بنده»

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۰۰ ، ۱۷:۳۱
محسن حسینی