سزای سیاهی لشکرشدن برای سپاه عمرسعد
سه شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۲، ۰۹:۵۹ ق.ظ
سزای سیاهی لشکرشدن برای سپاه عمرسعد
ابونصر حرمی گوید:مردی کور رادیدم ازعلت کوری اش پرسیدم,گفت من جزو
سپاه عمر سعد ملعون درکربلا بودم شب که شد خواب پیامبرص رادیدم که در کنارش
طشتی بود ودرمیان آن طشت مقداری خون ویک عدد پربود وسپاه عمرسعد ملعون هم
حاضر بودند,آن حضرت آن پر را گرفت وبه چشم آنها کشید.وقتی نوبت من شد گفتم
ای رسول خدا به خدا سوگند من نه نیزه و نه تیر و نه شمشیر به طرف حسین ع
نیانداختم.
فرمود:(افلم تکثر عدونا؟)آیاتوبرتعداد دشمنان ما نیافزودی؟
سپس دو انگشت(انگشت اشاره وانگشت وسطی)رابه خون زد وبه چشمم کشید صبح که از خواب بیدار شدم خود را کور یافتم
.
مناقب ابن مغازلی شافعی ط اسلامیه ص 405
۹۲/۰۸/۲۸